با اتمام سال تحصيلي در بسياري از شهرستانها, معوقه ها و مطالبات معلمان پرداخت نشده است , در قزوين اضافه كاري 3 ماه گذشته و يارانه مسكن و پاداش مناطق محروم و يك سري مطالبات فرهنگيان هنوز پرداخت نگرديده و چشم اندازي نيز در ماههاي آينده ندارد . پرداخت همان مينيمم حقوقها نيز به سوم و چهارم برج موكول ميگردد . فرهنگيان در اين استان از اوضاع موجود گله مند ميباشند .
پس از رسوایی اخلاقی صورت گرفته از سوی شخص معاونت دانشجویی در دانشگاه زنجان دانشجویان این دانشگاه با حضور در یک اعتراض گسترده امروز در مقابل درب دانشگاه تجمع نموده و اعلام کرده اند تا دستیابی به خواسته های به حق خود اجازه ورود هیچ یک از مسئولین را به دانشگاه نمی دهند
تنها دانشجویان حق ورود به دانشگاه را دارند و امتحانات تعلیق اعلام شده است.
تاکنون وزارت علوم عکس العمل خاصی را در این رابطه انجام نداده و شنیده می شود زاهدی وزیر اعلام کرده در صورتی که فیلم این جریان را ببیند فقط از دانشجویان عذر خواهی خواهد کرد .این چندمین باری است که رسوایی اخلاقی از سوی مدیران دانشگاهی در مجموعه وزارت علوم در طول سال تحصیلی جاری رخ می دهد و تنها به این خاطر که دانشجویان مستندی از این حوادث نداشتند مسئولین از پذیرفتن این وقایع ضد اخلاقی طفره می رفتند ولی این بار دانشجویان دانشگاه زنجان طی یک قدام هماهنگ و از پیش تعیین شده اقدام به جمع آوری مستنداتی از روند این جریان ضد اخلاقی نمودند.
دیشب دانشجویان با برگزاری تریبون آزاد خواستار کنار گیری رئیس دانشگاه شدند که ایشان با حضور دربین دانشجویان نتوانست دفاعی از خود داشته باشد. در این میان مسئولین دانشگاه توانستند رئیس دانشگاه را از میان دانشجویان عصبانی و ناراضی رها کنند.
نامه فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمان و نگراني از وضعيت فرزاد کمانگر
وزارت دادگستري
آيتالله محمود هاشمي شاهرودي
جمهوري اسلامي ايران- تهران- ميدان پانزده خرداد
بروکسل، بيستم خرداد ماه 1387
مقام محترم،
بينالملل آموزش (ايي آي) نمايندگي 30 ميليون نفر از معلمان و فرهنگيان را برعهده دارد. 394 سازمان عضو ايي آي، در 171 کشور از مقطع پيش دبستاني تا دانشگاه، فعال هستند. ايي آي بعنوان بزرگترين فدراسيون جهاني اتحاديه هاي کارگري، همه معلمان و فرهنگيان را، فارغ از اينکه در کدام کشورهستند، با هم متحد مي کند. ايي آي بعنوان يک حافظ منافع، برحقوق انساني و اتحاديه اي همه معلمان در تمامي کشورها نظارت مي کند.
ايي آي عميقا نگران وضعيت آقاي فرزاد کمانگر معلمان ايراني است که در تاريخ 6 اسفند ماه 1386 توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام "بخطر انداختن امنيت ملي" به اعدام محکوم شده است. فرزاد کمانگر، معلم 32 ساله به مدت 12 سال بعنوان معلم در شهر کامياران کار کرده است. فرزاد عضو انجمن صنفي معلمان کردستان و مسئول روابط عمومي اين اتحاديه معلمان بود تا قبل ازاينکه آن را غير قانوني اعلام کنند. فرزاد کمانگر همچنين يک فعال اجتماعي مدافع حقوق بشر، حقوق اقليتها و حقوق زن بود.
نامه فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمان و نگراني از وضعيت فرزاد کمانگر
وزارت دادگستري
آيتالله محمود هاشمي شاهرودي
جمهوري اسلامي ايران- تهران- ميدان پانزده خرداد
بروکسل، بيستم خرداد ماه 1387
مقام محترم،
بينالملل آموزش (ايي آي) نمايندگي 30 ميليون نفر از معلمان و فرهنگيان را برعهده دارد. 394 سازمان عضو ايي آي، در 171 کشور از مقطع پيش دبستاني تا دانشگاه، فعال هستند. ايي آي بعنوان بزرگترين فدراسيون جهاني اتحاديه هاي کارگري، همه معلمان و فرهنگيان را، فارغ از اينکه در کدام کشورهستند، با هم متحد مي کند. ايي آي بعنوان يک حافظ منافع، برحقوق انساني و اتحاديه اي همه معلمان در تمامي کشورها نظارت مي کند.
ايي آي عميقا نگران وضعيت آقاي فرزاد کمانگر معلمان ايراني است که در تاريخ 6 اسفند ماه 1386 توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام "بخطر انداختن امنيت ملي" به اعدام محکوم شده است. فرزاد کمانگر، معلم 32 ساله به مدت 12 سال بعنوان معلم در شهر کامياران کار کرده است. فرزاد عضو انجمن صنفي معلمان کردستان و مسئول روابط عمومي اين اتحاديه معلمان بود تا قبل ازاينکه آن را غير قانوني اعلام کنند. فرزاد کمانگر همچنين يک فعال اجتماعي مدافع حقوق بشر، حقوق اقليتها و حقوق زن بود.
به گفته وکيل فرزاد کمانگر، روند دادرسي پرونده ايشان مطابق با الزامات قانوني در ايران نبوده و هيچ شاهدي عليه ايشان براي اتهام "دشمني با خداوند" (محارب) وجود ندارد. فرزاد کمانگر در بازداشتهاي بدون ارتباط با دنياي خارج در مکانهاي متعددي زنداني بوده است: در سنندج کردستان، در کرمانشاه، در اوين و در حال حاضر درزندان رجايي شهر کرج. اطلاعات موثق حاکي از اين است که فرزاد بطور مرتب تحت شکنجه بوده است. درحال حاضر، فرزاد در زندان جانيان خطرناک بسر ميبرد و نگران امنيت جاني و همچنين سلامتي خود بخاطر شيوع ويروس اچ آي وي ايدز و هپاتيت ب در اين زندان است.
ايي آي از کمپين کانون صنفي معلمان ايران و عفو بين الملل در بازبيني پرونده فرزاد کمانگر در يک دادگاه عادلانه که در آن معيارهاي قوانين ايران و بين المللي رعايت شود، حمايت مي کند.همچنين ايي آي از مقامات مي خواهد که حکم اعدام فرزاد کمانگر را فورا تغيير دهند چرا که اجراي حکم اعدام جبران ناپذير است و هيچ سيستم قضايي اي نبايد خطر محکوم کردن يک انسان بي گناه را جاري کند.
ايي آي در تاريخ 30 ارديبهشت ماه 1387 از سفير ايران در بلژيک براي آغاز گفتگو و کسب اطلاعات بيشتر در باره فرزاد کمانگر تقاضاي ملاقات کرد. اما متاسفانه ايي آي هنوز تا به اين تاريخ پاسخي دريافت نکرده است.
ايي آي در حالي که خواستار رعايت معيارهاي والاي احترام به حقوق بشر و حقوق اتحاديه هاي کارگري از سوي مقامات جمهوري اسلامي ايران است، تمايل دارد که با آنان وارد گفتگو شود.
ارادتمند شما
فرد ون لي وون
دبير کل
رونوشت:
مقام محترم آيت الله سيد علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران
مقام محترم محمود احمدي نژاد، رياست جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي منوچهر متکي، وزير امور خارجه - شماره فاکس 98216673149
آي ال او
آي تي يو سي
عفو بين الملل
فدراسيون بين المللي مدافعان حقوق بشر
شوراي همآهنگي کانونهاي صنفي معلمان و فرهنگيان
دویچهوله: آقای بوداغی، کانون صنفی معلمان مدتیاست که کمپینی را در حمایت از آقای فرزاد کمانگر به راه انداخته است. آخرین اقدامات این کمپین چه بوده است؟
رسول بوداغی: آقای کمانگر معلمی است که در کردستان مشغول به خدمت بوده است. حالا طبق پروندهای که آقای خلیل بهرامیان، که وکیلشان هستند ملاحظه کردند، میگویند که هیچ سندی دال بر اتهاماتی که به ایشان بسته شده است وجود ندارد، یعنی همهی این اتهامات بدون مدرک است. الان هجده نوزده ماه است در زندان است، تا یک مدتی در خود سنندج زندان بوده، یک مدتی در زندانهای کرمانشاه بوده و یک مدتی در بند ۲۰۹ اوین بوده و الان هم که در زندان رجایی شهر است.
همهی تلاش ما این است که بتوانیم این حکم را لغو بکنیم. طبق گفتهی آقای بهرامیان ایشان هیچ خطایی انجام نداده است. یعنی عین گفتهی آقای بهرامیان عرض کردم و من خدمتتان میخوانم. میگویند که “هیچ گناهی یا هیچ خطایی از موکل من دال بر اقدام علیه امنیت ملی و چیزی که موید این اتهام باشد، در پروندهاش وجود ندارد.” یعنی در واقع بدون مدرک است، بدون مستندات است. دادگاه فقط به گفتههای نیروهای امنیتی اکتفا کرده است. معلمهای کشور هم میخواهند که این حکم واقعا لغو بشود، چون این حکم را به حق نمیدانند. یعنی قانونی نمیدانند. میخواهند این را لغوش کنند. ما بیانیههایی صادر کردیم، گفتوگوهایی با آقای بهرامیان داشتیم و تلاشهایی کردیم که یک بیانیهی سراسری به وسیلهی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور به حمایت از ایشان صادر بشود. حالا ببینیم تا چه حد به این کار موفق بشویم. با همکاران سراسر کشور رایزنیهایی کردهایم. از شهرهای مختلف گفتند که حمایت میکنند برای لغو این حکم. الان هم ایشان در بند ۵ زندان رجایی شهر در شرایط خیلی سختی نگهداری میشوند. با توجه به تماسی که خود آقای خلیل بهرامیان با ایشان داشته میگوید، در جایی که بیماری مسری «HIV» آنجا شیوع پیدا کرده است. آقای بهرامیان نگران مبتلا شدن آقای کمانگر به بیماری ایدز است.
دویچهوله: همانطور که اشاره کردید، چند سازمان معلمان در ایران وجود دارد. پس شما ازشان خواستهاید که همکاری کنند در این کمپین و اینطور که شما میگویید جوابشان مثبت بوده، یعنی پای اطلاعیهی شما را امضا کردهاند؟
رسول بوداغی: این منوط است به این که ما دورهم جمع بشویم و راجع به این موضوع بحث و گفتوگو کنیم. یعنی مستنداتی که به ما داده شده دال بر بیگناهی آقای فرزاد کمانگر را، ما باید به این کانونها ارائه بدهیم، آنها را متقاعد کنیم و بگوییم که ایشان واقعا بیگناه است، بعد منجر به صدور بیانیهیفراخوانی بشود. در سراسر کشور، ۴۰ تشکل موجود است. اگر اجازه بدهند که ما دورهم جمع بشویم، بعدش میتوانیم این بیانیه را صادر کنیم. حالا خود کانون صنفی معلمان تهران یک بیانیهای را صادر کرده و خواهان لغو این حکم شدهاند. اما برای این که بتوانیم دیگر کانونها را متقاعد کنیم، باید دورهم جمع بشویم و در اینباره بحث و گفتوگو کنیم.
دویچهوله: آیا شما از امکانهای مدرن جمعشدن استفاده نمیکنید، مثلا پالتاک؟
رسول بوداغی: ببینید، معلمها بسیار محرومتر هستند از این که شما میفرمایید. معلمهای ایران حتی از داشتن کامپیوتر هم محروم هستند. یعنی نمیتوانند، قدرت خرید کامپیوتر را هم ندارند. معلمهایی که به روز نباشند، معلمهایی که کامل نباشند، نمیتوانند دانشآموز را به کمال برسانند. ما حرفمان این است که باید معلمها از لحاظ معیشتی تامین بشوند. زندگیشان بالای خط فقر باشد و این را دولتمردان ما نمیپذیرند و کمکهایی که از طرف سازمانهای بینالمللی برای به روز کردن دانش معلمان هم شده، اینها به ما تحویل ندادند. یعنی ما را در محرومیت کامل قرار دادهاند. بزرگترین مشکلات این است که درمحرومیت هستیم و به علوم روز مجهز نیستیم. معلم ده سال پیش، بیست سال پیش یک سمتی را گرفته است، الان هم به هیچ چیز دسترسی ندارد.
دویچهوله: چرا بیش از همه کانون صنفی معلمان است که از آقای فرزاد کمانگر الان دارد فعالانه حمایت میکند؟ سازمانهای معلمان دیگر کجا هستند؟
رسول بوداغی: خب سازمانهای معلمان کم هستند. ما در شهرستانها فقط همین کانونهای صنفی معلمان را داریم. حالا بعضیهایش به نام انجمن صنفی معلمان است، بعضیهایش هم به نام کانون صنفی فرهنگیان است. اما ما یک شورای هماهنگی سراسری کشور داریم که از چهلتشکل تشکیل شده است، از چهل NGO تشکیل شده که اینها هر ششماه یکبار باید کنارهم جمع بشوند که منجر به صدور بیانیه و بررسی اوضاع و تحلیل مشترک معلمان میشود، که اینها اجازه نمیدهند که ما دورهم جمع بشویم آنجوری که میخواهیم.
دویچهوله: آخر بجز کانون صنفی معلمان یک سازمان…
رسول بوداغی: سازمان معلمان ایران هستند، اما اینها فعالیتشان سیاسی است. یعنی آن مجوزشان مجوز سیاسی است. اینها هنوز هیچ بیانیهای صادر نکردهاند، این سازمان معلمان. باید با خودشان در این باره صحبت کنید. من نمیتوانم از طرف آنها پاسخی بدهم.
دویچهوله: بله، متوجهام. آقای بوداغی بازتاب این موضوع و حرکت شما در رسانهها به چه صورت بوده در خود ایران؟
رسول بوداغی: در ایران یک وضعیت بسیار سختی هست. یعنی ما از تلویزیون که نمیتوانیم چیزی بگوییم. در رادیوها هم همچنین. در روزنامهها را هم به رویمان بستهاند، اجازه نمیدهند ما در روزنامهها هیچ بیانیهای یا هیچ صحبتی راجع به این مسایل داشته باشیم. فقط میماند وبلاگ و سایت. ببینید مشکلات معلمان بیش از اینهاست و با یک مصاحبه دو مصاحبه نمیشود پی برد و برای شنونده روشن کرد. ما حتا پول دادیم از جیب خود معلمها سایت اجاره کردیم. گفتیم که با پسوند «دات. آی. آر» داخل ایران باشد که اینها با فشاری که به این دی نت وارد میکنند (به بنگاهی که به ما خدمات داده است دی نت میگویند) پانل ما را بستهاند، یعنی پول دیگر در واقع ما رفته است. یعنی وقتی که پانل ما را بستند، فقط تنها رسانهی ما این وبلاگهاست و ایمیل است، که وبلاگهای ما را هم فیلتر میکنند. خب دیگر شما حسابش را بکنید که ما چه جوری دورهم جمع بشویم، چه جوری بیانیه صادر کنیم؟ چهلتا تشکل از چهلتا شهر ایران میآید، باید دو سه روز بنشینند و این موضوع را تجزیه تحلیل کنند. خوابگاه میخواهند، غذا میخواهند، پوشاک میخواهند و اجازه نمیدهند که… ببینید مشکلات ما زیاد است. حتا عدهای از معلمها رفته بودند تفریح تو یک پارک که چیتگر تهران است. اینها آنجا نشسته بودند دورهم، ریخته بودند سرشان گفته بودند شما یکساعت دیگر بیشتر نباید اینجا… معلم اینجا نباید جمع بشود، نباید برود. همان مدرسهای که خود بنده آنجا تدریس میکردم. همکارهای من رفته بودند تفریح، اجازه نداده بودند ده نفرشان آنجا جمع بشوند. گفته بودند الان شما یک تجمع راه میاندازید. به این شکل است وضعیت ما، تا برسد به این که در روزنامهها چیزی بخواهیم بنویسیم.
دویچهوله: چندی پیش خبری منتشر شده بود که گروهی از معلمان که در اطلاعیهای از آقای فرزاد کمانگر حمایت کرده بودند هم مورد تهدید قرار گرفتند. شما هم این را مشاهده کردید؟
رسول بوداغی: فعلا که یکی از آن صادرکنندگان آن بیانیه، یکی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران خود من بودم که در نوشتن و در پیشنهاد تهیهی آن دست داشتم. نه، فعلا کسی ما را تهدید نکرده است. هیچ خبری به ما داده نشده. نه، این را من به نوبهی خودم تکذیب میکنم. نه.
دویچهوله: مشاهداتتان چه میگوید؟ آیا این اقدام دولت تاثیری از درون بر حرکات اعتراضی معلمان بخاطر وضعیت حقوقیشان داشته است؟
رسول بوداغی: من فکر میکنم، مسئولین ما، در بین معلمها و در بین مردم نیستند. یعنی آنها برج عاجنشین هستند، ما کوخنشین هستیم. هرچه هم صدا میزنیم، این آقایان نمیشنوند. یعنی ما چندسال پیش خواهان برکناری آقایی که وزیر بود شدیم. خواهان برکناری آقای فرشیدی شدیم. فریاد هم زدیم که ایشان لیاقت وزارت را ندارد. ما را گرفتند دستگیر کردند، گفتند چرا شما گفتید که فرشیدی… شش ماه گذشت، خودشان هم به این حرف رسیدند که ایشان لیاقت این پست را ندارد. این آقایان انگار اصلا صدای ما را نمیشنوند. گوششان به حرف ما، به فریاد ما، به خواستهی ما بدهکار نیست. معلمی آن قرب و حرمت و عزت معلم را ندارد. بعنوان یک عملهای که میرود فقط سر کلاس دانشآموز را ساکت میکند، با این نگاه ما را میبینند. نه بعنوان یک معلمی که فردای جامعه، خوشبختی و بدبختی جامعه به دست معلم است. با این دید به ما نگاه نمیکنند، بعنوان مبصر کلاس به ما نگاه میکنند. همین. میخواهند دانشآموز را ساکت کنیم. حالا درس بخواند یا نخواند، میگویند به شما ربطی ندارد.
دویچهوله: این دستگیری و حکمی که برای آقای فرزاد کمانگر صادر شده، چه احساسی را در بین معلمها به وجود آورده، تاثیری گذاشته است؟
رسول بوداغی: در میان معلمها بسیار مشکل است نظرسنجی کنید. آن امکانی که ما بدانیم اکثریت آن جامعهی فرهنگی نظرشان چه هست، این امکان برای ما خیلی کم است. اما تا میگویی و به یک معلم برخورد میکنی و میگویی که این مسئله پیش آمده، بلافاصله این ذهنیت برایشان پیش میآید که این صددرصد سیاسی است. یعنی این آقا هیچ جرمی را انجام نداده است. معلمها باید بیشتر روشن بشوند. یعنی در این خصوص، دربارهی همین مسئلهی فرزاد کمانگر الان خود من هم خبر نداشتم. ده تا اتهام به ایشان زدند و ما هم نمیدانستیم واقعا درست میگویند یا نمیگویند. پس از آن که با آقای بهرامیان وکیلشان صحبت کردیم، روشن شده که هیچ گناهی را ایشان انجام ندادند و هیچ مستندی نیست. خب بالاخره این که گفتهی آقای خلیل بهرامیان را که همه به او اعتماد دارند بعنوان یک وکیل باید گسترش بدهیم در بین معلمها. یعنی بگوییم که ایشان وکیلش بوده، نظرش این است و پرونده را دیده است. همهی معلمها که به پرونده آقای کمانگر دسترسی ندارند، از آقای خلیل بهرامیان که وکیلشان هست میشنوند. خب این را ما باید الان گسترش بدهیم به همه. این امکان را به ما نمیدهند که بیانیه را توزیع کنیم. بلافاصله دستگیر میکنند یا سایت ما را فیلتر میکنند. نمیگذارند معلمها این خبر را از زبان آقای بهرامیان بشنوند. این مهم است.
مشکل ما این خبررسانی است. مشکل ما این خبررسانی است که اجازه نمیدهند معلمها را دربارهی مسئلهی خاصی آگاه کنیم. اگر آگاه بشوند دربارهی این، حرف آقای بهرامیان را به اینها بگوییم به عنوان یک انسان منصف که وکیل است، همهی معلمها بدون شک میپذیرند که ایشان گناهی ندارد. اما آنهایی که در جریان این خبر هستند، بله! معلمهای کردستان بدون شک میدانند که ایشان هیچ گناه دیگری انجام نداده است.
کیواندخت قهاری
رادیو دویچه وله
بنا به گزارشات رسيده از تربيت معلم پرديس کرج ، در پي شايعات و جنک رواني که از روز گذشته از طرف حراست دانشگاه عليه دانشجويان بکار برده شد , دانشجويان شب گذشته تريبون آزاد خود را گسترده تر از شبهاي ديگر برگزار کردند . بيش از 3500 دانشجو در اين تريبون آزاد شركت داشتند كه از ساعت 0700 شروع شده بود . و اين در حالي بود كه دانشجويان از روزهاي قبل با تدابير شديد امنيتي مواجه بوده و حتي براي ايجاد فشار بر متحصنين، مسئولين آب آشاميدني دانشگاه تربيت معلم را قطع کردند، تلفن ها در آن منطقه با اختلال همراه شد، در دانشگاه قفل زده شد تا دانشجويان که در اعتصاب هستند به بيمارستان منتقل نشوند، حراست دانشگاه از گرفتن پتو و تغذيه براي دانشجويان و توسط دانشجويان جلوگيري کرد، تا نيروهاي امنيتي که وجب به وجب در کنار دانشگاه اتراق کرده اند به سرکوب دانشجويان اينگونه راضي شوند .

در تريبون آزاد دانشجويان ضمن تاكيد مجدد بر خواسته هاي برحق آنان , به مبشري و نيروهاي او اعلام شده بود كه دانشجويان تسليم شانتاژ آنهانخواهند شد .
تريبون آزاد تا ساعت 11:00 ظهر ادامه داشت و دانشجويان در اعتراض به اعمال سرکوبگرانه و تن ندادن به خواسته هاي خود در امتحانات شرکت نکردند و امتحانات برگزار نشد. وضعيت جسمي تعدادي زيادي از دانشجويان به وخامت گراييده و تعدادي از دانشجويان دچار خونريزي معده شده اند و حتي جان بعضي از آنها را در معرض خطر جدي قرار دارد.عليرغم آن دانشجويان در تريبون آزاد خود اعلام کردند که اگر در روزهاي آينده به خواسته هاي آنها رسيدگي نشود و اعتصاب غذا ادامه يابد احتمال مرک بعضي از دانشجويان مي رود. و مسئوليت اين مسئله به عهده آنهايي است که ما را به اين سمت سوق داده اند. در حال حاضر بيش از 166 نفر در اعتصاب غذا بسر مي برند. 16 تن آنان به بهداري تربيت معلم منتقل شدند و به دليل نبود جا آنها را در راهروهاي بهداري بستري کرده اند و امکنات بهداري جوابگوي بستري شدگان نيست . همچنين بدليل وخيم بودن وضعيت جسمي 3 نفر انها را به بيمارستان منتقل کردند . از طرفي ديگر تعداد زيادي نيروهاي حراست از دانشگاههاي علامه ،دانشگاه بهشتي و دانشگاه صنعتي شريف که توسط 6 اتوبوس حمل مي شدند به تربيت معلم آورده شدند. آنها با دسته هاي 50 نفره در سطح دانشگاه حرکت كرده. و به خصوص در نزديکهاي تريبون آزاد دست به اقدامات تحريک آميز مي زنند و يکي از دخترهاي دانشجو را مورد اهانت قرار دادند که با اعتراضات گسترده دانشجويان مواجه گرديد.همچنين تعداد زيادي از نيروهاي لباس شخصي وزارت اطلاعات در دانشگاه و بيرون آن مستقر هستند.
سه سال از روي کار آمدن دولت نهم با لفاظي هاي انتخاباتي و شعار هاي پوپوليستيي چون مهرورزي ، خدمت گذاري و عدالت محوري مي گذرد اما در تمام اين سه سال کمر مهرورزي شکسته و سينه خدمت گزاري دريده و عرق از پيشاني عدالت ريخته شده است.
سه سال است که آزادي مثله و عدالت زير چکمه هاي دولت نهم له مي شود و احمدي نژاد و تئوري پرداز هاي دولت او براي اداره جهان برنامه مي دهند ولي از اداره مملکت خود نيز عاجز مانده اند. سه سال است که شاهد سر هنگي دولت در عرصه هاي فرهنگي هستيم و هر روز اين فشار ها بيشتر و بيشتر مي شود و دانشگاه به عنوان نهادي که نماد “علم” و “فرهنگ” است از اين بابت بي نصيب نمانده است.
دولتي که نا توان از بهبود وضعيت اسفبار اقتصادي است و ريئس جمهور و وزيرانش در برخورد با مشکلات عديده و عظيم کشور ، سياست کوچک شمردن و ناديده گرفتن مشکلات را در پيش گرفته و آنها را به عوامل جهاني ،مافياي اقتصادي و کارشکني هاي رقيبان ارجاع داده و شانه خود را از زير بار مسئوليت خالي ميکنند .
هفته و روزي نيست که خبري از ستاره دار شدن دانشجويان ، برکناري اساتيد آزاد و دگر انديش ،تعليق تشکل هاي مستقل و منتقد دانشجويي و اخراج فعالين دانشجويي به گوش نرسد بهتر آن بود دولت به جاي وزير فرهنگ و ارشاد و وزير علوم يک وزير جنگ و يک وزير دفاع معرفي مي کرد تا به صورت علني به جنگ با دانشگاه ، دانشجويان و اساتيد بروند.
هر روز صداي عدالت خواهي از يکي از دانشگاه هاي کشور به گوش مي رسد و فرياد هاي دادخواهانه ي دانشجويان هر روز از سويي بر ميخيزد و دانشگاه هاي کشور به خاطر بي لياقتي و بي کفايتي مسوولان و مديران وزارت علوم يکي پس از ديگري صحنه ي فريادهاي مظلومانه ي دانشجويان است.
دولت نهم با در پيش گرفتن سياست هاي نامناسب براي اداره ي دانشگاه ها که در راستاي قدرت گرفتن نهادهاي غير دانشجويي بوده است، مي خواهد از اين طريق بر قشر نخبه ي جامعه يعني دانشجويان اعمال فشار کند که در اين بين چه خطاها که صورت نگرفته و چه جفاهايي بر جنبش دانشجويي نرفته است!
وهمچنين دولتي که از سويي اعتراضات صنفي دانشجويان را به يک مسئله ي امنيتي تبديل کرده و راه را براي دخالت نيروهاي انتظامي و مسئولين امنيتي به دانشگاه باز کرده ، واز سويي ديگر با تهديد و ارعاب دانشجويان و آماده کردن زمينه اي براي برخوردهاي قضايي با فعالين دانشجويي ، موجبات سلب هرگونه احقاق حقوق دانشجويان را فراهم آورده است .
انجمن اسلامي دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرج ضمن ابراز همبستگي با دانشجويان دانشگاه تربيت معلم که به خاطر عدم رسيدگي به خواسته هاي صنفي خود و بهبود وضعيت آموزشي دانشگاه ،مجبور به تحصن شده اند و عليرغم برخورد هاي ناشايست و رفتار هاي غير انساني همچنان بر خواسته ها و مطالبات به حق خود، دليرانه ايستاده اند، حمايت خود را از اين دانشجويان و خواسته هاي آنان و انزجار خود را از رفتار هاي ناشايست صورت گرفته با آنان اعلام مي دارد.
انجمن اسلامي دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرج
جامعه فرهنگي در پي راهي براي برون رفت از اوضاع نابسامان فعلي
امروز فكري كنيد كه فردا دير است
آيا بايد هر روز به آسمان نگاه كرد و منتظر ماند تا روزي شايد مشكلي حل شود؟
معلمان هر روز تحقير ميشوند و هيچ يك از خواسته هايشان به نتيجه اي نرسيده و پاسخي داده نشده است .عملكرددولت و برنامه هاي وزير آموزش و پرورش به وضوح نشان ميدهد كه نه تنها مشكل معلمان به مرور زمان حل نميشود بلكه روز به روز بيشتر نيز ميگردد .
به عنوان نمونه , مشكل مسكن كه حل نشده و هيچ اقدامي هم جهت تامين مسكن و خواست معلمان صورت نگرفته است, بحث حقوق معلمان كه كمترين افزايش را در سالهاي گذشته داشته و امسال در بسياري شهرها همان حقوق نيز پرداخت نگرديده است . امسال هم اضافه كار معلمان كهدر كنار تدريس موظف كه در بعضي ازمناطق ميشد به حالت تعويق در آمده است , پس از اعلام سقف زماني پانزده ساعته براي اين اضافه كاربسياري از معلمان شايد بيش از هشتاد درصد نتوانند همان آب باريكه را در كنار حقوقشان داشته باشند .
بحث تعاوني مصرف فرهنگيان كه همه فرهنگيان به نحوي سرمايه گذار اين قضيه هستند همچنان تعيين تكليف ناشده باقي است و تا بحال هيچ خيري و هيچ خدماتي از اين تعاوني ها به معلمان نرسيده است . بحثهاي رفاهي فرهنگيان نيزمتاسفانه تا بحال در حد شعار بوده و هيچ اقدامي صورت نگرفته است چرا كه شعار دولت اين است كه , فرهنگيان جامعه بزرگي هستند و دولت نميتواند افزايش حقوقرا داشته باشد , تازماني كه ديد دولتمردان ما اين باشد كه آموزش و پرورش بخش مصرف كننده است اين مسايل همچنان ادامه دارد .
مشكلات اينچن است وشان و منزلت معلم به دليل مشكلات معيشتي روز به روز در جامعه تنزل ميكندگويي همه دست به دست هم داده اند كه معلم را به گونه اي خورد كنند ,
سوال ما اينجاست كه چرا دولت بعد از اين همه سختي كه فرهنگيان كشيده اند در طي اين مدت هيچ جوابي براي گفتن ندارد ؟ آيا اين بايد بگوييم دولت از پرداخت همان ناچيز دستمزد معلمان , متناسب با نرخ تورم (همان تورم 12درصدي نامبرده شده) ناتوان است و آيا ما باز هم بايد شاهد سكوت و بيتفاوتي مسئولين در اين زمينه باشيم ؟
قطعا حلال مشكلات كسي نيست جز خود ما , ما به تجربه ديديم كه گوشي براي شنيدن حرفهاي ما وجود ندارد و اين ما هستيم كه بايد صدايمان را هر چه رسا تر به گوش مسئولان برسانيم . همانگونه كه همكاري شريف و دردمند ميگفت :
”همه ي ما به دردها آگاهيم،چرا که بطور روزانه بااين دردها دست وپنجه نرم مي کنيم،اما پرسش اين است که چه بايد؟ البته پاسخ اين پرسش را همه مي دانيم،چاره وپاسخ درد مشترک همه ي ما ،همدلي،وغلبه برياس وسرخوردگي وناملايمات و در يک کلام يکپارچگي همبستگي و پايداري ما است.بايد بدانيم که هراندازه اهداف ما بزرگ تر ووالاتر باشد فداکاري وتلاش و کوشش بيشتري مي طلبد ”
به نقل از: انجمن فرهنگيان آزاد
قشر معلمان هميشه يكي از قشرهاي متحد و كارآمد در جامعه بوده وچنانچه حركتي را شروع كرده يك جامعه را تكان داده و شارژكننده براي ساير اقشار بوده است
برهمين اساس حركت شكوهمند ارديبهشت سال گذشته كه به همت و هدايت كانون صنفي معلمان ايران - تهران و فعالان اين كانون در شهرستانها صورت گرفت چنان ترس و واهمه اي براي دولتمردان ايجاد كرد كه درهراس از به لرزه افتادن جامعه و به زير كشيده شدن آقايان ,به اصطلاح مسئولان ولي درعمل غير مسئولان راسخت بر آشفت و از انجاكه در پس بي كفايتي ها و بي لياقتي هاي دولت قادربه پاسخگويي خواسته هاي فرهنگيان و تجمع كنندگان نبودند ,به سنت هميشه با سركوب و فشار ازاين حركت جلوگيري كرده و به دنبال آن براي اينكه بتواند اين قشر را به سكوت وادارند با دادن حكم هاي ناعادلانه و غير منطقي و اتهامات خودساخته براي يك دور آنان را به انفعال كشاندند اما به همين بسنده نكرده و از اين فرصت پيش آمده استفاده كرده براي سركوب هر چه بيشتر و حذف اين قشر از صحنه ,با طرح و برنامه مشخص و با تز” تفرقه بيفكن و فرمانروايي كن ”عده اي از سست عنصران اين قشر را منتحب خود كرده و بدين وسيله پروژه اي رادر اين قشر آغازكردند و با دادن پولهاي كلان و با اين ادعا كه فرهنگيان بايد در مجلس نماينده اي داشته باشند تا بتوانند از طريق نمايندگان خود خواسته ها را پاسخ بگيرند و با تطميع عده اي از اين آقايان به اصطلاح فرهنگي (باكمال شرمساري و پوزش ازفرهنگيان واقعي كه هيچگاه شرف خود راوقف نميكنند)آنان را منحرف كرده و با القاي خط وهدف خود توانست اين پروژه را تااين نقطه به خوبي پيش ببرد و باساختن چهرهاي به ظاهر راديكال و نماديني از نماينده معلمان كه خواستار گرفتن حقوق آنان هستند وسواستفاده از نام وهويت كانون به عنوان محور هدايت كننده معلمان و منتقد دولت وحكومت آنها را به خريداري و دام انداختن معلمان ناآگاه ديگركرده است و متاسفانه در اين راستا نيز عده اي گول اين ظواهر فريبنده را خورده و به سمت اين آقايان كشيده شده اند.
اماآنچه كه قابل ستايش و سپاس است حركت شايسته اعضاي محترم كانون صنفي معلمان ايران تهران است كه با عمل صحيح و فرهنگي خود وبا رعايت موازين و مفاد اساسنامه كانون فرهنگيان حكم به اخراج اين اعضا سابق داده و اعتبار وجود آنان در كانون صنفي معلمان ايران را لغو كردند تا بدين طريق از انحراف حركت معلمان جلوگيري به عمل آورند
پس برهمين اساس ازطرف فرهنگيان كشور كه سال گذشته بيش از 60هزار تن آنان در حمايت واستقبال از بيانيه كانون به عنوان نماينده واقعي معلمان به اين كانون پاسخ مثبت دادند اعلام ميكنيم كه تنها كانون معلمان ايران -تهران به عنوان كانون معتبر و رسمي ازسوي معلمان و فرهنگيان شناخته شده و هرگونه سواستفاده از نام كانون با برخورد قاظع ازسوي فرهنگيان روبرو خواهد شد و فرهنگيان هيچگاه اجازه نخواهند داد كه تحت نام كانون و بااينگونه حركتهاي بدور از پرنسيببهاي فرهنگي ,مسيرمارا مخدوش كنند به كساني كه ازاين طريق قصدسو استفاده از فرهنگ و فرهنگي رادارند اخطار ميدهيم كه پروژه جذب معلمان و فرهنگيان براي پيشبرد خط و برنامه از پيش تعيين شده با شكست روبرو شده ودر بين تمامي معلمان افشا شده است. پس بيش ازاين خود را خوار نكنيد
معلمان هيچگاه شرافت را با رذالت تعويض نخواند كرد
از كليه همكاران فرهنگي خواهشمنديم كه در حمايت از كانون صنفي معلمان ايران -تهران نظرات خود را اعلام داشته و بيانيه فوق را براي آگاهي همكاران وسايرين ازسياستهاي فريبنده به اطلاع سايرين قرار دهند
تحصن اعتراضی حدود ۱۳۰۰ دانشجوی دختر و پسر دانشگاه تربیتمعلم، امروز در میان محاصره نیروهای انتظامی و بیاعتنائی مسئولان دانشگاه، ادامه یافت. ۶۰ دانشجو نیز، به اعتصاب غذای خود ادامه دادند.جنبش دانشجوئی ایران، با ورود تحصن دانشگاه تربیت معلم به ششمین روز خود، فراز تازهای از تاریخچه پرجنب و جوش خود را سپری میکند. حدود ۱۵۰۰ دانشجو، در اعتراض به کیفیت بد سلف سرویس دانشگاه، سختگیریهای رایج و مشکلات صنفی خود، از روز پنجشنبه گذشته به تدریج در پردیس کرج وارد تحصن شدند. ۶۰ تن از دانشجویان معترض، در مراحل بعد، وارد اعتصاب غذای نامحدود شدند. به گفته شاهدان عینی، دستکم دو تن از آنان که دختر هستند، در نتیجه ضعف شدید به بیمارستان منتقل شدند. دانشجویان اعتصابی، تاکنون از خوردن غذا چشمپوشی و تنها به نوشیدن آب و چای اکتفا کردهاند. اما به گفته ناصح فریدی، از دانشجویان متحصن، مسئولان دانشگاه آب قسمت ریاست را، که تحصن در آن ادامه دارد قطع کردهاند.
نوشته : محمود دهقان آزاد
تاریخ مبارزات معلمان این سرزمین به سال 1275شمسی همزمان باتاسیس اولین دبستان به نام رشدیه توسط میرزاحسن رشدیه برمیگردد.از همان آغاز تاسیس این دبستان بود که مدرسه اصولا به جایی تبدیل شد،که عده ای ازآگاه ترین وشریف ترین افراد میهن دوست این سرزمین را درخودجای داد.وپدران ومادران در بیش از یکصد سال پیش فرزندا ن خود را به امید جبران ویرانی هاوعقب ماندگی های ایران در دوره ی قاجاریه و ازراه تحصیل علوم و دانش های زمانه وفراگیری فنون و مهارتهای لازم به این دبستان و بعدها به سایر مدارس مشابه می فرستادند.واز همین روی بی گمان تاسیس مدارس درآن دوره را باید در کنار سایر عوامل جنبش بیداری ایرانیان از جمله عوامل بسیارمهم درپیروزی جنبش ضد استبدادی مردم ایران یعنی جنبش مشروطیت به شمار آورد،و البته بعدها و تابه امروز نیز نهاد مقدس مدرسه به وظیفه ی بنیادین خود که همانا ساختن ایرانی آباد،آزادوپیشرفته است به تربیت دانش آموزانی آگاه وآزاد منش آزادیخواه و میهن دوست عمل کرده و خواهد کرد.
60 درصد كاركنان اداري آموزش پرورش منطقه 4 تهران در اعتراض به عدم پرداخت اضافه كاري , طوماري امضا نموده و خواستار رسيدگي به اين موضوع گرديدند . همچنين در اين طومار آمده است كه اگر فرهنگيان معترض تا پايان خردادماه جواب روشني نگرفته و پيگيري صورت نگيرد از مواضع خود استعفا داده و جهت كار در سمت دبير در مدارس ,و اقدام خواهند نمود.
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به مشکلات صنفی خود روز شنبه 11 خرداد ماه دست به تجمع زدند.
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران با سردادن شعارهای "دانجشو میمیرد، ذلت نمی پذیرد" و "توپ، تانک، حراست دیگر اثر ندارد" و همچنین حمل پلاکاردهای "تفکیک جنسیتی در اردوها و برنامه های دانشجویی توهین به شان دانشجوست" و "وعده های دروغین دیگر اثر ندارد" خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شدند.
کیفیت نامناسب غذا و برخوردهای توهین آمیز مسئولین دانشگاه با دانشجویان از جمله دلائل اعتراض دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران هستند.
ملت شریف ومعلمان آزاده
برکسی پوشیده نیست،که قشرعظیم و ارجمندبازنشستگان این مرزوبوم ، انسانهای فرهیخته و آگاهی هستند که گذشت زمان ،بر پیشانی آنان چین انداخته،و پختگی وکمال را به آنان هدیه کرده است. بازنشستگان ،همان انسانهایی که با طمانینه خاطر و آرامشی که حاصل ایمان به خدا وعشق به این سرزمین است،مراتب امانت داری و خدمتگذاری خودرا به همگان ثابت کرده اند.
اکنون هنگام آن است،که این ذخیره های معنوی،علمی و فرهنگی براستی قدر بینند وبرصدر نشینند، عزیزانی که زندگی باعزت،حق مسلم آنهابوده،ودفاع ازحقشان بر دوش همگان است.
بی گمان ،ناعدالتی گسترده ی اداری ،تبعیض وتفاوتهای ناروا ونظام ناهماهنگ پرداخت حقوق کارکنان، توزیع نابرابر درآمدهای ملی،عرصه زندگی را بر این قشر عظیم تنگ تر کرده مشکلات ریز و درشت دامنشان را گرفته،و امانشان را بریده است.
کانون صنفی معلمان تهران ضمن ابراز همدردی و همراهی با همه ی بازنشستگان شریف در سراسر کشور،بویژه بازنشستگان کرمانشاه، اردبیل، یزد،مشهد،کردستان وسایر نقاط این کشور، دولت محترم را موظف می داند، طبق اصل121قانون اساسی برای عمل به سوگندی که دربرابرملت یاد کرده است، برای گسترش عدالت و حرمت به آزادی ملت ،همه ی تلاش خود را به کار گیرد.و در اسرع وقت به خواسته های بازنشستگان عزیز ایران زمین تن داده و پاداش پایان خدمت آنان را بیدرنگ بطور نقدی پرداخت نموده و افزایش حقوق آنان را برابر با نرخ تورم افزایش دهد.
زیرا همچنانکه برهمگان روشن است،این قشر در این مرحله از زندگی به حمایت بیشترنیاز داشته و انتظار فرزندان و فرزند زادگان از آنان بیشتر شده،وهزینه های سرسام آور بهداشت و درمان نیزمشکلات آنان را دوچندان نموده است.
همچنین کانون صنفی معلمان تهران نیروهای امنیتی،نظامی،انتظامی و.... را از هرگونه برخورد خشونت آمیز با این سپید مویان فرزانه برحذر داشته ، وخواهشمند است احترام این عزیزان رابه حرمت مادران وپدران خود نگهدارند.
باشد که خداوند همه ی ما را از مهربانی و بخشش خود بهره مند سازد.
کانون صنفی معلمان ایران،تهران
هشتم خرداد 1387
اعلام حمايت از بيانيه كانون صنفي معلمان ايران - تهران در دفاع از فرزاد كمانگر
اتحاد معلمان
در اين بيانيه با اشاره به اينکه فرزاد کمانگر معلمي است كه11 سال از عمر خود را شبانه روز فداي آگاهي بخشي و فداكاري براي محرومترين دانش آموزان اين مرز و بوم کرده، و با تاکيد بر اظهارات خليل بهراميان وکيل اين معلم زنداني در مورد بي گناهي او تاکيد شده: "به حكم خردورزي و به احترام احساس انساني و بر پايه ي قوانين موضوعه بشري از جمله قانون اساسي جمهوري اسلامي اصول :38، 37، 36، 35، 34 و منشور جهاني حقوق بشر اصول 5 و 10 كه كاملا با قانون اساسي كشورعزيزمان ايران تطابق داشته وهمگي بر مستقل، بي طرف، منصفانه وعلني بودن دادگاه حق داشتن وكيل، منع شكنجه و ساير حقوق انساني به صراحت تاكيد نموده اند، بر ماست كه با حمايت بي دريغ خود از اجراي حكم ظالمانه ي اعدام جلو گيري نموده و جان انساني ميهن دوست، فرهيخته، آگاه، زحمت كش و دلسوز را از مرگ حتمي نجات دهيم".
كانون صنفي معلمان ايران در ادامه بيانيه خود به صراحت اعلام کرده که "پس از تحقيقات و پيگيري هاي بسيار به اين نتيجه رسيده است، كه فرزاد كمانگر انساني شايسته، معلمي تلاشگر، ميهن دوست، زحمتكش و بي گناه بوده واين حكم بي گمان تنها به خاطر سوءتفاهم از طرف قاضي محترم پرونده صادر شده و فاقد هرگونه سند ومدركي دال بر تاييد اتهامات فرزاد کمانگر است".
اين کانون از هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه جمهوري اسلامي، ديوان عالي کشور، و قاضي دادگاه تجديد نظر خواسته: "در اسرع وقت حكم صادر شده را لغو و جان انساني بي گناه را نجات داده و قلب ميليونها انسان را در سراسر كشور و جهان شاد کنند".
کانون صنفی معلمان ایران،تهران 3
آقاي مسعود كردپور فرزند رسول متولد 1350 ساكن شهر بوكان استان كردستان فوق ليسانس جغرافيا از دانشگاه آزاد تهران مركزي،دبير پشين پيش دانشگاهي فاربي شهربوكان چندماهي است،كه در تبعيدگاه خود شهر تكاب در استان آذربايجان غربي به سر مي برد.
مسعود كه توسط سازمان آموزش و پرورش استان كردستان به اتهام:
1- تحريك معلمان به اعتصاب در روزهاي 26و27 فروردين 1386
2- عدم حضور در كلاس درس در روزهاي 26و27فروردين 1386
3- گفتگو با راديوهاي خارجي
کانون صنفی معلمان ایران - تهران
به نام خداوند جان وخرد کزين برتر انديشه برنگذرد
معلمان غيرتمندو آگاه ايران زمين درود بر جان پاکتان
بي گمان درخت بشريت باريشه هاورشته هاي پنهان و آشکار بسياري به هم پيوند خورده است، نقاش هنرمندي که بر جان و دل بشريت قلم آفرينش را به هنرمندي بياراست ، ارزشمندترين رنگي که درهم آميخت احساس و انديشه بود، آنگاه که ايزديکتا در آفرينش بشريت به خود آفرين گفت،هيچکس نبود و نه شايسته ي بودن ، ونه شايسته ي آفرين گفتن جز ذات پاکش.
ايزد توانا جان بشريت را از گوهري يگانه آفريدو به امانت به انسان سپرد ،امانت را آفريد و راه پاسداري امانت را نيز بياموخت.
بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش زيک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
فرزادکمانگرعضو انجمن صنفي معلمان کردستان که باحکم اعدام روبرو شده است، معلمي باشرافت و ميهن دوست است، که دوست وآشنا و همکارو همشهري براين ويژگي هاي او ايمان دارند.معلمي که11 سال از عمر گرانمايه ي خود را شبانه روز فداي آگاهي بخشي و فداکاري براي محرومترين دانش آموزان اين مرز و بوم نموده است
يكي از همكاران شريف فرهنگي در بيان دردهاي معلمان چنين ميگويند :
) متن نوشتاري صحبتهاي اين همكار , عينا درج ميگردد(
شعله به ياس وغم بزن آنچه شده بهم بزن
طرح دگر رقم بزن دايم اميدوار باش
سر به خسان فرونيار حادثه را به رو نيار
از گله گفتگو نيار قله استوار باش
سالي که گذشت را سال جفا به معلمان بدانيم سالي که قدر ومنزلت معلمان به سخره گرفته شد وحتي با آنهمه اعتراض وتجمع وفرياد باز نتوانستيم بگوييم ما ايراني هستيم ما انسانيم مادر نظامي زندگي مي کنيم که سراسر در آن سفارش به عدالت ،مهرورزي ، عطوفت ، الفت و...... شده و آنچه را که مي خواهيم حقمان است نه کم نه بيش در بيانات مسئولين جز اين کلمات چيز ديگري را نمي بينيم شايد با دستاويزي به اين لغات وکلمات ميخواهند ذهنمان را ازمسايل ومشکلات گريبانگير دور کنند نميدانم تاکي مي خواهند اينگونه ما را تحقير کنند و واقعا آنچه جايي نرسد فرياد است ما زياد هستيم ولي زيادي نيستيم ...
سال مظلوميت معلم بود وگذشت ،نميدانيم تحقير کردن در انديشه مسئولين چگونه است آيا بادادن بن هاي سبد کالا جز اين نيست، معلمان را به ايستادن در صف بن هاي کالا وادارنموده آنهم صفهاي طولاني که هر شخص عامي که اين تصوير را مي بيند در ذهنش چه ميگذرد پيرمرد وپير زن بازنشسته فرهنگي که در اين صف طولاني ايستاده حال بعد از گذشت سي سال خدمت صادقانه براي دريافت مرغ منجمد وروغن مايعي که حتي بدرد طبخ نميخورد؟؟!!! ويا سايرکالا با آنهمه کسالت ودرد آيا اين تکريم معلم است يا تحقير معلم ؟!!! آيا نمي شود از راههاي مختلف اين کالا را براي اين قشر زحمت کش مظلوم در نظر گرفت . اين تنها گوشه اي از جفا هايي بود که در حق اين قشر بي ادعا رواشد وچه بسا بسياري ازمسئولين اين قضايا را ميدانند ولي دم برنمي آورند وشايد ............ بگذريم اماآنچه که مهم است اين است که ما در برابر اينهمه مصائب ومشکلات نبايستي نااميد باشيم بلکه به قول شاعرطرحي دگر رقم زنيم و اميدوار باشيم وبايستي همچنان ايستادگي کنيم تا به حق وحقوقمان برسيم در اين راه همه گونه دشواري هست وخيلي مسايل ديگر ......
روز یکشنبه ۵/۳/۱۳۸۷ از طرف دادسرای سنندج احضاریه ای به آقای بهاء الدین ملکی از فعالین صنفی فرهنگیان سنندج داده شد که در آن او را به نشر اکاذیب متهم کرده اند و مدت سه روز فرصت دارد که خود یا وکیل قانونی خود را به دادسرای سنندج معرفی نماید.
گفتگو با آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر معلمي كه به اعدام محكوم شده است.
صدورحكم اعدام فرزاد كمانگر ماههاست كه به يكي از دغدغه هاي معلمان و كانون هاي صنفي كشور تبديل شده است، بسياري از فعالان صنفي ماههاست كه در اين انديشه اند كه با اين موضوع چگونه برخوردكنند.اصل موضوع چه بوده؟ مگراين معلم صنفي چه كرده است كه از طرف قاضي پرونده شايسته ي اعدام تشخيص داده شده است؟آيا اساسا يك كارمند دولت فرصتي براي پرداختن به امور ديگري غير از معلمي دارد؟
به گفته ي آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر :
" يكي از اتهامات موكل من عضويت وي در سازمان پ.ك. ك است. سازماني كه در ايران نيست بلكه متعلق به كشور تركيه مي باشد."
پرسش اينجاست آيا چه سندي هست كه كمانگر عضو اين سازمان بوده است؟ آقاي بهراميان در پاسخ به اين پرسش مي گويد :
" من پس از مطالعه ي پرونده هيچ مدركي كه حاكي از عضويت ايشان در سازمان پ.ك.ك باشد،نديدم و در پرونده موجود نيست و آقاي كمانگر به هيچ وجه عضو اين سازمان نبوده ونيست.لذا اتهامي كه بدون سندو مدرك كافي ارائه شود،فاقد وجاهت قانوني است."
گفتگو باخليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر