تبليغاتX
اتحاد معلمان
نويد شكفتن جوانه هاي رويش و زندگي

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 9:34  توسط اتحاد معلمان  | 

ضعیف ترین مشارکت مردم تهران در طول انتخابات از سال ۵۷ تا کنون :

کمتر از ۴۰ درصد تهرانی ها به صحنه آمدند ؟!

اما گزارشگران صداو سیما با آب و تاب از حضور حداکثری مردم تهران در پای صندوق رای می گفتند....!!!!!

کدام خبر یا گزارش را باور کنیم ؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:41  توسط اتحاد معلمان  | 

محمود دهقان به اطلاعات كرج احضار شد
 آقای محموددهقان آزاد عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) معلم نابینایان تهران که خود نیز بینایی اش را در دوران کودکی از دست داده، طبق اطلاعی که روز پنج شنبه ۲۳/اسفند به وی داده شده بایستی،فردا شنبه ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۶ خود را به اداره ی اطلاعات شهرستان کرج معرفی کند.

   آقای دهقان می گوید: ما فقط می خواهیم،مظلوم نباشیم،که فردای قیامت ازدرگاه خداوند روسفید باشیم.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 17:23  توسط اتحاد معلمان  | 

نظر
نویسنده: سعید

بابا ما معلمها یه کم زیاده خواهیم بابا ما دست کم سیییییییییییییییییییییییییییییییییصد هزارتومان در ماه دریافتی داریم یعنی سه ضربدر ده به توان پنج
حقوقمون توانی شده بازم میگن حقوق کمه تازه سی هزار تومن مابه التفاوت بن دادن که دیگه نور علی نوره
بازم به آن دسته از معلمانی زیاده خواهی که انتظارات زیادی دارند بگم برین کمی اورانیم غنی شده از احمدی انرژی بخرین انرژی سال بعدتون تامین بشه تازه اینجوری دیگه حقوقم نمیخواین

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:53  توسط اتحاد معلمان  | 

وعده هاي توخالي

با وجدو وعده هاي متفاوت از سوي مسئولين آموزش و پرورش و ديگر نهادها , هنوز مطالبات معوقه معلمان در بسياري شهرها پرداخت نشده است . در سنندج تنها مبلغ 20000تومان (بله درست خوانديد 20 )مابه ازاي تمامي بنهاي نقدي و غير نقدي كه قرار بود به حساب آنان ريخته شود پرداخت شد , البته اگر نگويند كه آن را از حقوق سرماه كم ميكنند !!و با اين نرخ تورم سرسام آور , 20000تومان نيز بابت عيدي هزينه گرديد , و اين مبلغ ناچيز درحالي است كه در شش ماه گذشته معلمان از دريافت اضافه كاري و حتي در بعضي موارد حقوقهاي خود محروم بوده اند . يكي از همكاران ميگويد : پس از پرداخت 20000تومان بابت عيدي , ميگويند شما ديگر بابت خريد و مخارج عيد مشكلي نداريد , اما اين موضوع را در نظر نميگيرند كه ما از شش ماه گذشته تا كنون حقوقي دريافت نكرده ايم و اين هزينه با وجود اين تورم 20درصدي, هيچ دردي از ما دوا نميكند , ميگويند پرداخت مطالبات اما هيچ خبري از پرداخت مطالبات نيست .....

خوب اين هم يكي ديگر از الطاف دولت مهر ورز است كه نسبت به ما فرهنگيان دارند.
الهي لك شكر و الك الحمد

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:44  توسط اتحاد معلمان  | 

دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای محمد توکلی
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶جلسه ی دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای محمد توکلی در دادگاه انقلاب کرمانشاه برگزار شد.آقای توکلی خود دراین باره گفت:ما از صبح زود در دادگاه حاضر شدیم ،اما تا ساعت ۱۳ طول کشید تا به پرونده ی من رسیدگی شود،زیرا پرونده ی مرا به قاضی دیگری سپردند.محمد توکلی گفت:قاضی پرونده بطورضمنی حق را به جانب ما می دانست،زیرا بامنحل شدن کانون عملا هیچ مشکلی باقی نمانده است.آقای توکلی از قول قاضی پرونده افزود: پرونده به سمت تبرئه ی من پیش می رود.کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
2 نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 10:32  توسط اتحاد معلمان  | 

تجمع دبيران سيرجان در مقابل آموزش و پروش اين شهر
دبيران مقطع متوسطه شهر سيرجان دراعتراض به پرداخت نشدن حقوق و اضافه حقوق‌هايشان در سال جاري با تعطيل كردن كلاس هايشان, از ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 15 اسفند, مقابل ساختمان آموزش وپرورش اين شهر تجمع اعتراضي برپا كردند.
يكي از معلمين شركت كننده در تجمع گفت: مدت شش ماه است كه هيچ دستمزدي دريافت نكرده ايم و با اوضاع نامناسب اقتصادي روبرو هستيم.
رئيس آموزش پرورش كرمان با حاضر شدن در بين معلمين معترض اعلام كرد كه به خواسته هاي آنان رسيدگي خواهد شد.
تجمع كنندگان درساعت يك بعد ازظهر تجمع خود را پايان دادند.
ولي تاكيدكردنداگر مطالبات آنان تا يكشنبه پرداخت نشود از ساعت هفت و سي دقيقه صبح يكشنبه با تعطيل كردن كلاسها در مقابل آموزش و پرورش تجمع خواهند كرد.آژانس ايران خبر
2 نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 10:28  توسط اتحاد معلمان  | 

شهادت امام علی ابن موسی الرضا (ع) بر همگان تسلیت باد

2 نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 10:14  توسط اتحاد معلمان  | 

مهرورزي و عدالت از اين بيشتر ؟؟؟

مطلبي خواندم تحت عنوان مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل . ميخواستم يادآوري كنم كه اين مهرورزي تنها شامل معلمان اردبيل نميشود وتا جا يي كه من در جريان هستم معلمان قزوين , اصفهان , شيراز , اهواز و ساير شهر ها را نيز شامل ميگردد . البته همه ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت محوري چه كنيم؟ راستي كه هيچ كجا تا بحال چنين عدالتي ديده نشده است و ما به حق يك تشكراساسي به خاطر اين همه لطف و محبت بدهكار هستيم !!!حقوقهاو حسابهاي معوقه , دريافت شده , كه نشده ! اضافه كار و هزينه مسكن پرداخت شده كه نشده ! تازه در پاسخ همه خواسته ها و مطالبات ما , بسياري از پيش كسوتان جنبش معلمان , حكم تبعيد و اخراج و انفصال و تبعيد دريافت نكردند كه كردند . مهرورزي از اين بيشتر ؟؟!! واقعا اگر معلمي از اين بيشتر بخواهد زياده خواه و بي انصاف است ......  

2 نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:18  توسط اتحاد معلمان  | 

اعتصاب صنفی معلمان

   جهت آموزش دینی و تفسیر سوره نور، تمام مدیران مدارس کرج- دبستان، راهنمایی، دبیرستان و...-  را موظف کرده اند که جلساتی ارشادی را با امام جمعه کرج  داشته باشند. در پایان جلسه دوم مدیران می گویند ما در جلسه سوم وقتی شرکت می کنیم که نیم ساعت از وقت جلسه را بما بدهند که ما مشکلاتمان را مطرح کنیم. مجبور می شوند موافقت کنند. در نیم ساعت جلسه  سوم با مطرح کردن مشکلات جلسه به تشنج کشیده می شود و همه چیز بهم می ریزد، مشکلات مطرح شده بقرار زیر می باشد:

- عدم پرداخت اضافه کاری ها از مهر ماه تا کنون(عده ای از مدیران در دو نوبت کار می کنند، صبح و بعد از ظهر تنها حقوق یک نوبت را بهشان داده اند، عده ای از میران و دبیران اضافه کاری کرده اند ولی حق اضافه کاریشان را نداده اند و....).

- عدم پرداخت سرانه محصلین (سرانه آموزشی، سرانه ورزشی، سرانه پرورشی و....)   به مدیران جهت اداره مدارس، قابل ذکر است که هر محصلی یک سرانه هزینه ای در سال دارند، سرانه آموزشی(جهت هزینه مدرسه، آب، برق،گاز و...)، یک هزینه پرورشی، یک هزینه ورزشی (هزینه وسایل ورزشی و خرید وسایل ورزشی) و.....

- مدیران جهت هزینه های فوق مجبور شده اند که به والدین محصلین متوسل بشوند و در حقیقت از مهر ماه تاکنون (سال های قبل در جای خود باقی است) هزینه آموزش و پروش و هزیه سرانه محصلین که باید از بودجه وزارت آموزش و پروش تامین شود،از جیب  والدین تامین شده است. حتی مواردی در کرج دیده شده است که مدیران  جهت تامین هزینه مدارس خود مجبور به دریافت وام از اداره آموزش و پروش شده اند(توجه شود هزینه را نمی دهند ولی وام را می دهند!)

ضمنا قرار می شود جلسه چهارم با شرکت مسئولین شهر- نمایندگان مجلس، فرماندار، امام جمعه، رئیس آموزش و پرورش کرج و...- و مدیران مدارس فوق تنها به بررسی مشکلات آموزش و پرورش شهرستان کرج پرداخته شود.

همین مسائل اکنون به زمینه زمزمه های دو باره اعتصابات  معلمین آموزش و پروش در تهران و کرج  و تبدیل شده است. بهمین جهت وزارت آموزش و پروش در تکاپو است تا مانع اعتصاب  های جدیدی بشود.

2 نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:14  توسط اتحاد معلمان  | 

پیشگیری به نقل از کا. اس. ام . تی
همکاران گرامی بیانیه ای که در پست قبلی همین وبلاگ آمده است، توسط گروهی از همکاران و اعضای سابق کانون صنفی معلمان ایران صادر شده است.

همان گروهی  که ۶نفرشان نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی شده اما صلاحیت آنان رد شد.

   ازاین پس دوستان وهمکاران در سراسر ایران بدانند، گروهی که اعتقاد به فعالیت سیاسی و تجاری دارند،ودر این رابطه بیانیه ی شماره ی یک خودرانیز زیرهمین نام (انجمن صنفی مدنی معلمان ایران) صادر نموده اند،درکانون صنفی معلمان ایران هیچ سمتی نداشته ،اما متاسفانه خود را همچنان کانون صنفی معلمان ایران می نامند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 17:42  توسط اتحاد معلمان  | 

از دفتر خاطرات من

”اميد كجاست تا جهان به قرار باز آيد ؟؟
اميد در ذره دره جان توست كه باور داشته اي
نوميدان را معادي مقدر نيست .”

نميتوانم باور كنم كه بعد از دوازده سال سابقه معلمي (كه معلمي شغل انبيا است) و فرموده اند :( هر كس به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خويش كرده است ) به معلمي با احساساتي كه هر معلم شريفي نسبت به شاگردانش دارد , حكم اعدام ميدهند ؟؟ آيا در اين حكم نشاني از عدالت هست ؟ گويي به راستي اينجا خاك فراموش شده خداست ........
نامه فرزاد به شاگردانش را ميخوانم و در خلوت اشك ميريزم , براي آروزهاي از دست رفته كوروش كه در پي نان از بلنداي ساختمان سقوط ميكند و براي هميشه ما را ترك ميكند , براي خنده هاي كودكانه دختران سرزمين اهورا كه قوانين نابرابر , شوق كودكيشان را در اجبار ”زن” شدن به يغما ميبرد , براي آقا كوچولوهايي كه مصيبت مرد شدن پيش از آنچه كه بايد گريبانشان را گرفته و آنان را به دنبال لقمه ناني به سرزميني در آدرس مجهول ناكجاآباد ميفرستد . اشك ميريزم براي فرشتگان سرزمين رنج و فقر كه در سيزده سالگي , قصه تلخ جنس دوم بودن را با تمام وجود تجربه ميكنند , اما در اين خاك فراموش شده خدا, بي شك اميد زنده است تا در سرزمين مان ديگرروياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشي به خود نگيرد.
ناديا كريمي


2 نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:5  توسط اتحاد معلمان  | 

نامه فرزاد کمانگر، معلم محکوم شده به اعدام، به دانش آموزانش
چه ها سلام،دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی « چیزی شبیه دلتنگی » همه وجودم را میگیرد.کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا  به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب » و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشید با صد ممیز چهارده ، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند ، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم.کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید ، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد ، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیامدید. میدانم بزرگ شده اید، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز «جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود، راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید ، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید و یا اگر در این گوشه از « خاک فراموش شده خدا» به دنیا نمی آمدید، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت «زیر تور سفید زن شدن» برای آخرین بار با مدرسه وداع کنید و « قصه تلخ جنس دوم بودن » را با تمام وجود تجربه کنید. دختران سرزمین اهورا، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه تاجی از گل بسازید حتماً از تمام پاکی ها و شادی های دوران کودکیتان یاد کنید. پسران طبیعت آفتاب میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بنشینید، بخوانید و بخندید چون بعد از «مصیبت مرد شدن» تازه «غم نان» گریبان شما را گرفته، اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید، به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان برای امروز و فرداها فرزندی از جنس « شعر و باران » باشند به دست باد و آفتاب میسپارمتان تا فردایی نه چندان دور درس عشق و صداقت را برای سرزمینمان مترنم شوید.

 رفیق، همبازی و معلم دوران کودکیتان

فرزاد کمانگر - زندان رجایی شهر کرج

۹/۱۲/۱۳۸۶

 

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:3  توسط اتحاد معلمان  | 

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد ....

بنشينيم و نگاه كنيم ؟ بنشينيم و دم بر نياوريم ؟ سكوت تا كي ؟

اگر فرصتي ميخواستيم كه روند قضايا رابررسي كنيم,طي چند ماه گذشته اين واقعيت تلخ براي ما  روشن وتعيين تكليف شد . همه به خوبي ديديم كه سكوت نتيجه اي در بر نداشت جز بدترشدن شرايط . اگر يك روز با احكام تبعيد و انفصال و زندان مواجه بوديم امروز با صدور حكم اعدام مواجهيم , آيا درمقابل اين اقدام نيز چون عافيت جويان سكوت كرده و تنها نظاره گر تقدير! تلخ يك همكار باشيم ؟ آنهم همكاري كه سوابقش روشن و در دسترس ميباشد:

                                                 

”فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان ميباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقيف شده است و نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) ميباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضويت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران درآمده است.”

مگر فرزاد چه كرده جز تحمل دردهاي فراوان و تنگي زندان و سرماي سلول انفرادي؟ مگر جرم فرزاد چيست ؟ اقدام عليه امنيت ملي ؟ همان جرمي كه امروز بسياري از فعالين جنبش دانشجويي , زنان , معلمان و سايرين با آن مواجه اند ....

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:28  توسط اتحاد معلمان  | 

تحریم
2 نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:34  توسط اتحاد معلمان  | 

آسمان هرجا روي ...

 

آسمان تبعيد  اما ,آبي تر  است اينجا زندگي به گونه اي ديگر در جريان است . هواي سرد زمستان و تازيانه هاي بيرحم باد ...... گرما و اشتياق پر هياهوي كلاس و پيشه معلمي ..... هيچ كدام از اينها نميگذارند از ياد ببري كه در تبعيد هستي براي آنكه از حق مسلم قشري آگاه و دلسوز دفاع كرده و هنوز هم در پي احقاق آن حقوق هستي . شنيدن اخبار دوستاني كه گرماي دستهاي به هم فشرده شان را در كنارت حس ميكني , شايد دست روزگار آنان را متفرق كرده است . ميگويند : تمام كساني كه به يك قله ميروند سرانجام به هم خواهند رسيد حتي اگر راههاي متفاوتي را پيش رو داشته باشند .....

 

اي هم‌سفر که راز ِ قدرت‌هاي ِ بي‌کران ِ تو بر من پوشيده است!

مرا به شهر ِ سپيده‌دم، به واحه‌ي ِ پاکي و راستي بازگردان!

 

و اين شعله اميد است كه روزهاي سرد تبعيد را براي پيمودن مسيري كه با يارانت آغاز كرده اي, گرم ميكند .

يكي از همكارارني كه در جريان اعتراضات اسفند ماه دستگير شده بود چنين ميگويد : از همان روز تا بحال به كرات به دادگاه احضار شده ام اما جواب مشخصي نگرفته و اين دور كر پايان ناپذير همچنان ادامه دارد , و تمام اين گرفتاري ها در حالي است كه  در همان موقع , سه روز بازداشت بوده و اقلامي نظير كامپيوتر و چاپگرم را برده اند .

يكي ديگر از همكاراني كه  هزينه تبعيد در راستاي احقاق حقوق معلمان را پرداخته نيز در باره حكم و اجراي آن چنين ميگويد :

به من حكم تبعيد دادند , هر چه گفتم كه دانش آموزان من پيش دانشگاهي هستند و در اين فصل با تبعيد من و جايگزين كردن معلم جديد , قطعا تاثير روي آموزش آنان گذاشته ميشود . گوش نكردند , هم اكنون در خانه يكي از همكاران در تبعيد زندگي ميكنم تا بحال چندين بار جابجا شده ام و حقوقي نيز دريافت نكرده ام . اتهاماتي كه به همكاران زده ميشود مطابق معمول اتهاماتي نظير :

 ترک خدمت درساعات اداري
 شرکت درتحصن وتجمع غيرقانوني وتحريک ديگران به تحصن وتجمع
تعطيل خدمت در وقت موظف

ارتباط با رسانه هاي خارجي و ....

حال سوال من از مسئولين مربوطه اين است كه در آزادترين كشور دنيا !! آيا شركت در جمع شدن  قانوني براي احقاق حقوق قانوني , جرم است ؟ آيا بيان كردن آزادانه افكار و عقايد جرم است ؟ آيا عدم پرداخت مطالبات معوقه و پاداش و اضافه كاري هاي دلسوزترين و شريف ترين قشر جامعه جرم نيست ؟ آيا عدم اجراي قانون هماهنگ پرداخت كه معلمان براي تصويب آن تلاشهاي بسياري كردند جرم نيست ؟

و قطعا مطابق معمول هيچ پاسخگويي وجود ندارد , دولتمردان تنها در دادگاههاي بيعدالتي و اتهامات بي اساس و تبعيد و بگير و بند , حضور بسيار  فعال دارند .

همكاري ميگفت  (جمله به عينه نقل شده است ) :

 

 در چنين شرايطي شركت در انتخابات = افزایش فشار بر مستضعفان و ما معلمین ٍپس بهتر است دور انتخابات را یک خط قرمز بکشیم و بطور جدی روی تحریم آن تمرکز کنیم . معلمان عزیز این انتخابات همان مجلسی است که معلمان در مقابل آن تحصن کردند و آنها (حکومت) ما را پشیزی به حساب نیاوردند حال نوبت ما می باشد که ما آنها را پشیزی به حساب نیاوریم . بدانیم که گذر پوست به دباغخانه می افتد امروز روزی است که گذر پوست آنها به دباغخانه ی ما افتاده است .

 

                                                                                                                ناديا كريمي / اسفند 86

2 نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:31  توسط اتحاد معلمان  | 

2 نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:2  توسط اتحاد معلمان  | 

به نام آنكه جميل است و دوستدار جمال

اسفندماه و فضاي انتخاباتي را درحالي آغاز ميكنيم كه احكام صادر شده براي معلمان از تبعيد و تعليق گرفته تا تبعيد و حتي حبس , همچنان ادامه دارد . تا كنون دهها تن از معلمان در تهران و شهرستانها بدليل حضور در تجمعات صنفي معلمان در سال گذشته در برابر مجلس به مجازاتهاي اداري و حبس و تبعيد و يا اخراج و كسر گروه و بازنشستگي قبل از موعد محكوم شدهاند. عدهاي نيز همچنان در نوبت دادگاه و در واقع نوعي بلاتكليفي به سر ميبرند و دليل اين اقدامات نيز كاملا روشن است چراكه ميخواهند در سكوت , روي خواسته هاي برحقمان چشم بپوشيم و به خاطر احكام ناعادلانه اي كه بر ما تحميل شده , از بيان خواسته هاي برحقمان بگذريم .  در همين حال اعلام ميشود كه معوقه ها همه پرداخت شده اند در صورتي كه اضافه كاري چند ماه قبل معلمان هنوز پرداخت نشده است !وبه اين ميگويند عمل به وعده هاي انتخاباتي به مصداق سالي كه نكوست ازبهارش پيداست !!

در همين اثنا بود كه در جريان انتخابات شاهد شركت عده اي از فرهنگيان به عنوان كانديداي مجلس هشتم بوديم (البته ااين افراد مشمول رد صلاحيت واقع شدند به طوري كه قبل از شوراي نگهبان هيإتهاي اجرايي و نظارت اقدام به حذف و رد صلاحيت 31درصد كانديداها در سراسر كشور كرد. در برخي از شهرها بيش از 50درصد كانديداها حذف شده اند. فقط در تهران 394 تن رد صلاحيت شده اند) تمام اين اقدامات در حالي  است كه اساسا اكثر قريب به اتفاق فرهنگيان در عدم شركت در اين انتخابات و به عبارت روشن تر , تحريم آن , متفق القول ميباشند . چراكه همواره يكي از نشانه هاي شفافيت و رسيدگي به امور و نيازهاي جامعه از سوي مسئولين , انتخابات آن جامعه است كه مطالبات مردم را پيگيري نموده و خواسته هاي قانوني آنان را نيز در بر ميگيرد اما متاسفانه  بنا به تجربيات قبلي در شرايط حاضر نه تنها به امور و نيازهاي فرهنگيان پاسخي داده نشده بلكه هر روز آنان را با مشكلات جديدتري مواجه ميسازند . نتيجه امر اينكه شركت عده اي از فرهنگيان به عنوان كانديداي مجلس هشتم , نه تنها خواست معلمان شريف نبوده بلكه هزينه هاي پرداخت شده از سوي جامعه فرهنگي و تلاشهاي همكاران در طي اين مدت كه با هدف احقاق حقوق پايمال شده فرهنگيان صورت گرفته , زير علامت سوال ميبرد .

همانطور كه در بيانيه دوم اسفند ماه كانون صنفي معلمان قيد گرديده است از اين افراد خواسته شده تا ”اعتبارکانون وتشکل هاي صنفي رازيرسوال نبرند، وموجب سلب اعتمادمعلمان نگردند ”

طبعا همه ما معلمان در اين شرايط  از برنامه هايي كه خواسته ها و نيازهاي قانوني ما را پيگيري مينمايد حمايت كرده و در اين راستا نيز بار مسايل آتي و هزينه اي كه بالتبع بايد براي رسيدن به خواسته هاي برحقمان بپردازيم را بر دوش خواهيم كشيد . چرا كه  كه طلب كردن حقوق قانوني و احترام به منزلت و جايگاه واقعي كه فرهنگيان در پي آن هستند يك حق دست يافتني است كه براي رسيدن به آن تنها بايد هزينه لازم را پرداخت .

2 نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 18:32  توسط اتحاد معلمان  | 

در اعتراض معلمان اردبيلي نسبت به كسر حقوق مطرح شد برف آمد، حقوق ما كم شد .

به اين ميگويند پاسخگويي ؟

در اعتراض معلمان اردبيلي نسبت به كسر حقوق مطرح شد برف آمد، حقوق ما كم شد .

در دو ماه گذشته با بارش نعمت الهي برف و تعطيلي مدارس شاهد كسر حقوق معلمان به ويژه معلمان حق التدريس در استان اردبيل بوديم كه اين امر موجي از اعتراض و نارضايتي را در بين معلمان ايجاد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، در اين اتفاق نادر كه شايد تنها در استان اردبيل رخ مي دهد بيش از 30 تا 40 درصد اضافه كار معلمان و دبيران حق التدريس كسر شده و تنها جواب مسئولان تعطيلي مدارس بدليل بارش برف اعلام شده است. ” خبرگزاري فارس”

 

البته بايد تاكيد كنيم كه اين اتفاق اصلا نادر نيست و از اين نمونه ها به وفور در شهر هاي مختلف وجود دارد (آقايان لطفا به جاي اين تعارفها چاره اي بينديشند و اندكي خود را مسئول بدانند) . در گزارشاتي كه در روزها و هفته هاي قبل منتشر شده نيز, به كرات به اين موضوع اشاره داشته ايم . به طوري كه دغدغه معلمان در حال حاضر هزينه اضافه تدريس و اضافه كاري نيست , موضوع همان حقوقهاي ناچيز معوقه است .

در صحبتي كه با يكي از معلمان حق التدريسي داشتيم چنين عنوان فرمودند :

از شروع سال تحصيلي جديد سه ماه حقوق را دريافت كرده ايم و از همين سه ماه هم يك هفته كم شده است. از طرفي من كه در روستا تدريس ميكنم در آخر هفته بايد 10000 تومان براي رسيدن به خانه بپردازم . به همين دليل اكثرا از خانه رفتن منصرف ميشوم , شما بگوييد , آيا با اين دغدغه ها ميتوان روي آموزش صحيح متمركز شد ؟

چه خوب بود اگر مشكل ما مشكل آب و نان و معيشت نبود و به جاي درگيري روزانه با اين مسايل به تدريس و تربيت نسل فردا فكر ميكرديم . با اين وضع تا چند سال آينده بايد به جاي مدرسه و دانشگاه , زندان و كميته و بازداشگاه ساخت چرا كه متاسفانه تنها موضوعاتي كه به هيچ عنوان مورد توجه قرار نميگيرد , خواسته ها و نيازهاي پايه اي و مسلم ما است. مگر ما چه چيز كم داريم كه مستحق يك محيط شغلي آرام و دريافت حقوق خود نيستيم؟ البته هيچ , پاسخ را بايد در عدم رسيدگي و در عدم پاسخگويي مسئولان دولت مهرورز جستجو كرد . اين روزها هم كه نزديك انتخابات هستيم , من يك معلم هستم , به چه كسي بايد راي بدهم ؟

به كساني كه ما را دچار اين وضعيت كرده و به نان شب محتاج كرده اند ؟ اين چه عدالتي است ؟ معلم بايد از وضع نامناسب زندگي بگويد ؟ مگر درخت فرهنگ و علم و دانش جامعه ما نياز به رسيدگي و رشد و پرورش ندارد ؟ با كدام پشتوانه ؟

 البته پرواضح و روشن است كه مسئله كسر حقوق معلمان در يك شهرستان يا روستا و يا در مقاطعي خاص نيست و ما در بسياري از شهرها با اين موضوع روبرو بوديم از جمله در استان فارس .

بسياري از همكاران از كسر حقوقشان ناراضي هستند و خواستار رسيدگي مسئولان به اوضاع موجود و پاسخگويي آنها در قبال مسايل و معضلات و احقاق حقوق پايمال شده خود ميباشند . همكاراني كه در اين اثنا به آموزش و پرورش براي رسيدگي به اين مشكلات مراجعه كرده اند هيچ گونه پاسخي دريافت نكرده اند .

2 نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:8  توسط اتحاد معلمان  | 

بيانيه ي كانون صنفي معلمان ايران دوم اسفند86

به نام خداوند جان و خرد

تشکل های صنفی، معلمان گرامی                                                                                                                                   

درودبرشما

 

       همان طورکه می دانیدپیشرفت جوامع دردنیای امروزمدیون تخصصی شدن شیوه های ارائه خدمت به بشریت است.نهادهای مدنی برای سازماندهی مردم وحضور آنهادرصحنه های اجتماعی توسط خودمردم تشکیل و ازلحاظ ماهیتی،ساختاری وکارکردی به دودسته عمده تقسیم می شوند:

1- اتحادیه ها و تشکل های صنفی

2-احزاب سیاسی

 

براساس تعریف سازمان ملل متحد، NGO  ها یا تشکل های غیر دولتی بايددارای 4 ویژگی باشند:

1-  از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزادباشند.

2-فعالیت های سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند.

3-غیرانتفاعی باشند،وفعالیت اقتصادی نکنند.

4-فاقدفعالیت های خشونت آمیزبوده وباگروه های بزهکارمرتبط نباشند.



ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 18:56  توسط اتحاد معلمان  | 

معلمي كه دچار سوختگي شده , چهارماه است كه حقوق نگرفته است

با نهايت تاسف و تاثر مطلع شديم كه يكي از همكارانمان درمنطقه عشايري پاپي خرم‌آبادبه نام احمد مرادي فرد, در حالي كه ميخواست بخاري مشتعل شده را براي دور كردن شعله هاي آتش از دانش آموزان جابجا كند دچار سوختگي از ناحيه صورت و دست شده است .
اين سانحه دلخراش در شرايطي براي اين همكار دردمند و شريفمان اتفاق افتاده است كه ايشان از ۴ ماه گذشته حقوققي دريافت ننموده و در اين سانحه نيز مشمول حق بيمه قرار نميگيرند .

حال بايد بپرسيم در قبال شرايط معلمان چه كسي پاسخگو است ؟ آيا آنان تنها مشمول احضار , انفصال و تبعيد و بازنشستگي پيش از موعد قرار ميگيرند ؟ 

2 نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 18:1  توسط اتحاد معلمان  | 

معلمين معترض خرمشهري دست از كار كشيدند!
جمعي از معلمان مقطع دبيرستان در دو آموزشگاه خرمشهر در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان در آستانه عيد نوروز دست از كار كشيدند و در روزهاي دوشنبه و سه‌شنبه از رفتن به كلاس درس امتناع كردند.

دبيران معترض خرمشهري گفتند:

به رغم اعلام رسانه‌ها مبني بر پرداخت معوقه فرهنگيان تاكنون هيچ يك از مطالبات را دريافت نكرده‌اند.

لازم به ذكر است كه اين فقط معلمان زحمتكش خرمشهري نيستند كه مطالباتشان ر ا دولت نپرداخته است. در تمام استانهاي كشور, معلمين با همين مشكل مواجه هستند. حقي كه وعده پرداخت آن داده مي‌شود اما در حد يك شعار باقي مي‌ماند.آژانس ايران خبر

2 نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:57  توسط اتحاد معلمان  | 

در آستانه رسيدن انتخابات

 در آستانه رسيدن انتخابات و در فضاي تبليغاتي ودر جريان اقداماتي حول اين موضوع هستيم .از شدت گرفتن احكام صادر شده بر عليه فرهنگيان ميتوان به روشني دريافت كه يك اراده قوي پشت اين اعمال نهفته است چرا كه اين جنبش در ماههاي گذشته هيچ حركتي مغاير قوانين نداشته ودر مبنا , اساسا ميتوان گفت كه حركتي نداشته است !! حال خود قضاوت كنيد كه اين همه انفصال وبگير وببند چرا ؟
البته تمامي ما اميدوار بوديم  فعالاني كه نقش موثري در آغاز كار تا امروز داشته اند سكوت نكنند و همچنان در اين زمينه به ايفاي نقش بپردازند بخصوص در آستانه انتخابات كه به جرئت ميتوان گفت يك توهين به ما است چرا كه در هيچ يك از صحنه هاي انتخاباتي كه تا كنون داشته ايم به راي و نظر ما اهميتي داده نشده و از اين به بعد هم داده نخواهد شد . اما به قول يكي از فعالان صنفي معلمان
امروزه بر فعالان صنفي معلمان واجب است، ازهدر دادن انرژي خود پيرامون مسائلي که به اهداف معلمان مربوط نمي شود، خودداري کنند.
اگر بنا باشد که ما سکوت کنيم،وحرکتي انجام ندهيم،اين همه هزينه ها ،انفصالها ،زندانها،تبعيد هاو.......چه بدهکاري بود که ما داشتيم؟
ميخواهم در يك كلام راي و نظر عموم فرهنگياني كه با آنان به نوعي در ارتباط بوده و هستم را در اين بخش بيان كنم و آن هم اينكه :
به چه كسي بايد راي بدهيم ؟ در كدام فضا؟ بايد به انتخاب كدام گزينه بنشينيم ؟
به كساني راي بدهيم كه تنها درد و رنچ ما را به نظاره نشسته اند ؟ به گوشهايي كه براي شنيدن فرياد هاي عدالتجويانه ما نا شنوا هستند ؟ به دستهايي كه در پي بگير و ببند و احضار و انفصال و تبعيد ما هستند ؟؟؟

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:1  توسط اتحاد معلمان  |