
کمتر از ۴۰ درصد تهرانی ها به صحنه آمدند ؟!
اما گزارشگران صداو سیما با آب و تاب از حضور حداکثری مردم تهران در پای صندوق رای می گفتند....!!!!!
کدام خبر یا گزارش را باور کنیم ؟
آقای محموددهقان آزاد عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) معلم نابینایان تهران که خود نیز بینایی اش را در دوران کودکی از دست داده، طبق اطلاعی که روز پنج شنبه ۲۳/اسفند به وی داده شده بایستی،فردا شنبه ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۶ خود را به اداره ی اطلاعات شهرستان کرج معرفی کند.
آقای دهقان می گوید: ما فقط می خواهیم،مظلوم نباشیم،که فردای قیامت ازدرگاه خداوند روسفید باشیم.
بابا ما معلمها یه کم زیاده خواهیم بابا ما دست کم سیییییییییییییییییییییییییییییییییصد هزارتومان در ماه دریافتی داریم یعنی سه ضربدر ده به توان پنج
حقوقمون توانی شده بازم میگن حقوق کمه تازه سی هزار تومن مابه التفاوت بن دادن که دیگه نور علی نوره

بازم به آن دسته از معلمانی زیاده خواهی که انتظارات زیادی دارند بگم برین کمی اورانیم غنی شده از احمدی انرژی بخرین انرژی سال بعدتون تامین بشه تازه اینجوری دیگه حقوقم نمیخواین
خوب اين هم يكي ديگر از الطاف دولت مهر ورز است كه نسبت به ما فرهنگيان دارند.
الهي لك شكر و الك الحمد
دبيران مقطع متوسطه شهر سيرجان دراعتراض به پرداخت نشدن حقوق و اضافه حقوقهايشان در سال جاري با تعطيل كردن كلاس هايشان, از ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 15 اسفند, مقابل ساختمان آموزش وپرورش اين شهر تجمع اعتراضي برپا كردند. 
مطلبي خواندم تحت عنوان مهرورزي دولت نهم براي معلمان استان اردبيل . ميخواستم يادآوري كنم كه اين مهرورزي تنها شامل معلمان اردبيل نميشود وتا جا يي كه من در جريان هستم معلمان قزوين , اصفهان , شيراز , اهواز و ساير شهر ها را نيز شامل ميگردد . البته همه ما مانده ايم كه با اين همه مهرورزي و عدالت محوري چه كنيم؟ راستي كه هيچ كجا تا بحال چنين عدالتي ديده نشده است و ما به حق يك تشكراساسي به خاطر اين همه لطف و محبت بدهكار هستيم !!!حقوقهاو حسابهاي معوقه , دريافت شده , كه نشده ! اضافه كار و هزينه مسكن پرداخت شده كه نشده ! تازه در پاسخ همه خواسته ها و مطالبات ما , بسياري از پيش كسوتان جنبش معلمان , حكم تبعيد و اخراج و انفصال و تبعيد دريافت نكردند كه كردند . مهرورزي از اين بيشتر ؟؟!! واقعا اگر معلمي از اين بيشتر بخواهد زياده خواه و بي انصاف است ......
جهت آموزش دینی و تفسیر سوره نور، تمام مدیران مدارس کرج- دبستان، راهنمایی، دبیرستان و...- را موظف کرده اند که جلساتی ارشادی را با امام جمعه کرج داشته باشند. در پایان جلسه دوم مدیران می گویند ما در جلسه سوم وقتی شرکت می کنیم که نیم ساعت از وقت جلسه را بما بدهند که ما مشکلاتمان را مطرح کنیم. مجبور می شوند موافقت کنند. در نیم ساعت جلسه سوم با مطرح کردن مشکلات جلسه به تشنج کشیده می شود و همه چیز بهم می ریزد، مشکلات مطرح شده بقرار زیر می باشد:
- عدم پرداخت اضافه کاری ها از مهر ماه تا کنون(عده ای از مدیران در دو نوبت کار می کنند، صبح و بعد از ظهر تنها حقوق یک نوبت را بهشان داده اند، عده ای از میران و دبیران اضافه کاری کرده اند ولی حق اضافه کاریشان را نداده اند و....).
- عدم پرداخت سرانه محصلین (سرانه آموزشی، سرانه ورزشی، سرانه پرورشی و....) به مدیران جهت اداره مدارس، قابل ذکر است که هر محصلی یک سرانه هزینه ای در سال دارند، سرانه آموزشی(جهت هزینه مدرسه، آب، برق،گاز و...)، یک هزینه پرورشی، یک هزینه ورزشی (هزینه وسایل ورزشی و خرید وسایل ورزشی) و.....
- مدیران جهت هزینه های فوق مجبور شده اند که به والدین محصلین متوسل بشوند و در حقیقت از مهر ماه تاکنون (سال های قبل در جای خود باقی است) هزینه آموزش و پروش و هزیه سرانه محصلین که باید از بودجه وزارت آموزش و پروش تامین شود،از جیب والدین تامین شده است. حتی مواردی در کرج دیده شده است که مدیران جهت تامین هزینه مدارس خود مجبور به دریافت وام از اداره آموزش و پروش شده اند(توجه شود هزینه را نمی دهند ولی وام را می دهند!)
ضمنا قرار می شود جلسه چهارم با شرکت مسئولین شهر- نمایندگان مجلس، فرماندار، امام جمعه، رئیس آموزش و پرورش کرج و...- و مدیران مدارس فوق تنها به بررسی مشکلات آموزش و پرورش شهرستان کرج پرداخته شود.
همین مسائل اکنون به زمینه زمزمه های دو باره اعتصابات معلمین آموزش و پروش در تهران و کرج و تبدیل شده است. بهمین جهت وزارت آموزش و پروش در تکاپو است تا مانع اعتصاب های جدیدی بشود.
همان گروهی که ۶نفرشان نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی شده اما صلاحیت آنان رد شد.
ازاین پس دوستان وهمکاران در سراسر ایران بدانند، گروهی که اعتقاد به فعالیت سیاسی و تجاری دارند،ودر این رابطه بیانیه ی شماره ی یک خودرانیز زیرهمین نام (انجمن صنفی مدنی معلمان ایران) صادر نموده اند،درکانون صنفی معلمان ایران هیچ سمتی نداشته ،اما متاسفانه خود را همچنان کانون صنفی معلمان ایران می نامند.

رفیق، همبازی و معلم دوران کودکیتان
فرزاد کمانگر - زندان رجایی شهر کرج
۹/۱۲/۱۳۸۶
بنشينيم و نگاه كنيم ؟ بنشينيم و دم بر نياوريم ؟ سكوت تا كي ؟
اگر فرصتي ميخواستيم كه روند قضايا رابررسي كنيم,طي چند ماه گذشته اين واقعيت تلخ براي ما روشن وتعيين تكليف شد . همه به خوبي ديديم كه سكوت نتيجه اي در بر نداشت جز بدترشدن شرايط . اگر يك روز با احكام تبعيد و انفصال و زندان مواجه بوديم امروز با صدور حكم اعدام مواجهيم , آيا درمقابل اين اقدام نيز چون عافيت جويان سكوت كرده و تنها نظاره گر تقدير! تلخ يك همكار باشيم ؟ آنهم همكاري كه سوابقش روشن و در دسترس ميباشد:
”فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان ميباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقيف شده است و نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) ميباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضويت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران درآمده است.”
مگر فرزاد چه كرده جز تحمل دردهاي فراوان و تنگي زندان و سرماي سلول انفرادي؟ مگر جرم فرزاد چيست ؟ اقدام عليه امنيت ملي ؟ همان جرمي كه امروز بسياري از فعالين جنبش دانشجويي , زنان , معلمان و سايرين با آن مواجه اند ....

آسمان تبعيد اما ,آبي تر است اينجا زندگي به گونه اي ديگر در جريان است . هواي سرد زمستان و تازيانه هاي بيرحم باد ...... گرما و اشتياق پر هياهوي كلاس و پيشه معلمي ..... هيچ كدام از اينها نميگذارند از ياد ببري كه در تبعيد هستي براي آنكه از حق مسلم قشري آگاه و دلسوز دفاع كرده و هنوز هم در پي احقاق آن حقوق هستي . شنيدن اخبار دوستاني كه گرماي دستهاي به هم فشرده شان را در كنارت حس ميكني , شايد دست روزگار آنان را متفرق كرده است . ميگويند : تمام كساني كه به يك قله ميروند سرانجام به هم خواهند رسيد حتي اگر راههاي متفاوتي را پيش رو داشته باشند .....
اي همسفر که راز ِ قدرتهاي ِ بيکران ِ تو بر من پوشيده است!
مرا به شهر ِ سپيدهدم، به واحهي ِ پاکي و راستي بازگردان!
و اين شعله اميد است كه روزهاي سرد تبعيد را براي پيمودن مسيري كه با يارانت آغاز كرده اي, گرم ميكند .
يكي از همكارارني كه در جريان اعتراضات اسفند ماه دستگير شده بود چنين ميگويد : از همان روز تا بحال به كرات به دادگاه احضار شده ام اما جواب مشخصي نگرفته و اين دور كر پايان ناپذير همچنان ادامه دارد , و تمام اين گرفتاري ها در حالي است كه در همان موقع , سه روز بازداشت بوده و اقلامي نظير كامپيوتر و چاپگرم را برده اند .
يكي ديگر از همكاراني كه هزينه تبعيد در راستاي احقاق حقوق معلمان را پرداخته نيز در باره حكم و اجراي آن چنين ميگويد :
به من حكم تبعيد دادند , هر چه گفتم كه دانش آموزان من پيش دانشگاهي هستند و در اين فصل با تبعيد من و جايگزين كردن معلم جديد , قطعا تاثير روي آموزش آنان گذاشته ميشود . گوش نكردند , هم اكنون در خانه يكي از همكاران در تبعيد زندگي ميكنم تا بحال چندين بار جابجا شده ام و حقوقي نيز دريافت نكرده ام . اتهاماتي كه به همكاران زده ميشود مطابق معمول اتهاماتي نظير :
ترک خدمت درساعات اداري
شرکت درتحصن وتجمع غيرقانوني وتحريک ديگران به تحصن وتجمع
تعطيل خدمت در وقت موظف
ارتباط با رسانه هاي خارجي و ....
حال سوال من از مسئولين مربوطه اين است كه در آزادترين كشور دنيا !! آيا شركت در جمع شدن قانوني براي احقاق حقوق قانوني , جرم است ؟ آيا بيان كردن آزادانه افكار و عقايد جرم است ؟ آيا عدم پرداخت مطالبات معوقه و پاداش و اضافه كاري هاي دلسوزترين و شريف ترين قشر جامعه جرم نيست ؟ آيا عدم اجراي قانون هماهنگ پرداخت كه معلمان براي تصويب آن تلاشهاي بسياري كردند جرم نيست ؟
و قطعا مطابق معمول هيچ پاسخگويي وجود ندارد , دولتمردان تنها در دادگاههاي بيعدالتي و اتهامات بي اساس و تبعيد و بگير و بند , حضور بسيار فعال دارند .
همكاري ميگفت (جمله به عينه نقل شده است ) :
در چنين شرايطي شركت در انتخابات = افزایش فشار بر مستضعفان و ما معلمین ٍپس بهتر است دور انتخابات را یک خط قرمز بکشیم و بطور جدی روی تحریم آن تمرکز کنیم . معلمان عزیز این انتخابات همان مجلسی است که معلمان در مقابل آن تحصن کردند و آنها (حکومت) ما را پشیزی به حساب نیاوردند حال نوبت ما می باشد که ما آنها را پشیزی به حساب نیاوریم . بدانیم که گذر پوست به دباغخانه می افتد امروز روزی است که گذر پوست آنها به دباغخانه ی ما افتاده است .
ناديا كريمي / اسفند 86

اسفندماه و فضاي انتخاباتي را درحالي آغاز ميكنيم كه احكام صادر شده براي معلمان از تبعيد و تعليق گرفته تا تبعيد و حتي حبس , همچنان ادامه دارد . تا كنون دهها تن از معلمان در تهران و شهرستانها بدليل حضور در تجمعات صنفي معلمان در سال گذشته در برابر مجلس به مجازاتهاي اداري و حبس و تبعيد و يا اخراج و كسر گروه و بازنشستگي قبل از موعد محكوم شدهاند. عدهاي نيز همچنان در نوبت دادگاه و در واقع نوعي بلاتكليفي به سر ميبرند و دليل اين اقدامات نيز كاملا روشن است چراكه ميخواهند در سكوت , روي خواسته هاي برحقمان چشم بپوشيم و به خاطر احكام ناعادلانه اي كه بر ما تحميل شده , از بيان خواسته هاي برحقمان بگذريم . در همين حال اعلام ميشود كه معوقه ها همه پرداخت شده اند در صورتي كه اضافه كاري چند ماه قبل معلمان هنوز پرداخت نشده است !وبه اين ميگويند عمل به وعده هاي انتخاباتي به مصداق سالي كه نكوست ازبهارش پيداست !!
در همين اثنا بود كه در جريان انتخابات شاهد شركت عده اي از فرهنگيان به عنوان كانديداي مجلس هشتم بوديم (البته ااين افراد مشمول رد صلاحيت واقع شدند به طوري كه قبل از شوراي نگهبان هيإتهاي اجرايي و نظارت اقدام به حذف و رد صلاحيت 31درصد كانديداها در سراسر كشور كرد. در برخي از شهرها بيش از 50درصد كانديداها حذف شده اند. فقط در تهران 394 تن رد صلاحيت شده اند) تمام اين اقدامات در حالي است كه اساسا اكثر قريب به اتفاق فرهنگيان در عدم شركت در اين انتخابات و به عبارت روشن تر , تحريم آن , متفق القول ميباشند . چراكه همواره يكي از نشانه هاي شفافيت و رسيدگي به امور و نيازهاي جامعه از سوي مسئولين , انتخابات آن جامعه است كه مطالبات مردم را پيگيري نموده و خواسته هاي قانوني آنان را نيز در بر ميگيرد اما متاسفانه بنا به تجربيات قبلي در شرايط حاضر نه تنها به امور و نيازهاي فرهنگيان پاسخي داده نشده بلكه هر روز آنان را با مشكلات جديدتري مواجه ميسازند . نتيجه امر اينكه شركت عده اي از فرهنگيان به عنوان كانديداي مجلس هشتم , نه تنها خواست معلمان شريف نبوده بلكه هزينه هاي پرداخت شده از سوي جامعه فرهنگي و تلاشهاي همكاران در طي اين مدت كه با هدف احقاق حقوق پايمال شده فرهنگيان صورت گرفته , زير علامت سوال ميبرد .
همانطور كه در بيانيه دوم اسفند ماه كانون صنفي معلمان قيد گرديده است از اين افراد خواسته شده تا ”اعتبارکانون وتشکل هاي صنفي رازيرسوال نبرند، وموجب سلب اعتمادمعلمان نگردند ”
طبعا همه ما معلمان در اين شرايط از برنامه هايي كه خواسته ها و نيازهاي قانوني ما را پيگيري مينمايد حمايت كرده و در اين راستا نيز بار مسايل آتي و هزينه اي كه بالتبع بايد براي رسيدن به خواسته هاي برحقمان بپردازيم را بر دوش خواهيم كشيد . چرا كه كه طلب كردن حقوق قانوني و احترام به منزلت و جايگاه واقعي كه فرهنگيان در پي آن هستند يك حق دست يافتني است كه براي رسيدن به آن تنها بايد هزينه لازم را پرداخت .
به اين ميگويند پاسخگويي ؟
در اعتراض معلمان اردبيلي نسبت به كسر حقوق مطرح شد برف آمد، حقوق ما كم شد .
در دو ماه گذشته با بارش نعمت الهي برف و تعطيلي مدارس شاهد كسر حقوق معلمان به ويژه معلمان حق التدريس در استان اردبيل بوديم كه اين امر موجي از اعتراض و نارضايتي را در بين معلمان ايجاد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، در اين اتفاق نادر كه شايد تنها در استان اردبيل رخ مي دهد بيش از 30 تا 40 درصد اضافه كار معلمان و دبيران حق التدريس كسر شده و تنها جواب مسئولان تعطيلي مدارس بدليل بارش برف اعلام شده است. ” خبرگزاري فارس”
البته بايد تاكيد كنيم كه اين اتفاق اصلا نادر نيست و از اين نمونه ها به وفور در شهر هاي مختلف وجود دارد (آقايان لطفا به جاي اين تعارفها چاره اي بينديشند و اندكي خود را مسئول بدانند) . در گزارشاتي كه در روزها و هفته هاي قبل منتشر شده نيز, به كرات به اين موضوع اشاره داشته ايم . به طوري كه دغدغه معلمان در حال حاضر هزينه اضافه تدريس و اضافه كاري نيست , موضوع همان حقوقهاي ناچيز معوقه است .
در صحبتي كه با يكي از معلمان حق التدريسي داشتيم چنين عنوان فرمودند :
از شروع سال تحصيلي جديد سه ماه حقوق را دريافت كرده ايم و از همين سه ماه هم يك هفته كم شده است. از طرفي من كه در روستا تدريس ميكنم در آخر هفته بايد 10000 تومان براي رسيدن به خانه بپردازم . به همين دليل اكثرا از خانه رفتن منصرف ميشوم , شما بگوييد , آيا با اين دغدغه ها ميتوان روي آموزش صحيح متمركز شد ؟
چه خوب بود اگر مشكل ما مشكل آب و نان و معيشت نبود و به جاي درگيري روزانه با اين مسايل به تدريس و تربيت نسل فردا فكر ميكرديم . با اين وضع تا چند سال آينده بايد به جاي مدرسه و دانشگاه , زندان و كميته و بازداشگاه ساخت چرا كه متاسفانه تنها موضوعاتي كه به هيچ عنوان مورد توجه قرار نميگيرد , خواسته ها و نيازهاي پايه اي و مسلم ما است. مگر ما چه چيز كم داريم كه مستحق يك محيط شغلي آرام و دريافت حقوق خود نيستيم؟ البته هيچ , پاسخ را بايد در عدم رسيدگي و در عدم پاسخگويي مسئولان دولت مهرورز جستجو كرد . اين روزها هم كه نزديك انتخابات هستيم , من يك معلم هستم , به چه كسي بايد راي بدهم ؟
به كساني كه ما را دچار اين وضعيت كرده و به نان شب محتاج كرده اند ؟ اين چه عدالتي است ؟ معلم بايد از وضع نامناسب زندگي بگويد ؟ مگر درخت فرهنگ و علم و دانش جامعه ما نياز به رسيدگي و رشد و پرورش ندارد ؟ با كدام پشتوانه ؟
البته پرواضح و روشن است كه مسئله كسر حقوق معلمان در يك شهرستان يا روستا و يا در مقاطعي خاص نيست و ما در بسياري از شهرها با اين موضوع روبرو بوديم از جمله در استان فارس .
به نام خداوند جان و خرد
تشکل های صنفی، معلمان گرامی
درودبرشما
همان طورکه می دانیدپیشرفت جوامع دردنیای امروزمدیون تخصصی شدن شیوه های ارائه خدمت به بشریت است.نهادهای مدنی برای سازماندهی مردم وحضور آنهادرصحنه های اجتماعی توسط خودمردم تشکیل و ازلحاظ ماهیتی،ساختاری وکارکردی به دودسته عمده تقسیم می شوند:
1- اتحادیه ها و تشکل های صنفی
2-احزاب سیاسی
براساس تعریف سازمان ملل متحد، NGO ها یا تشکل های غیر دولتی بايددارای 4 ویژگی باشند:
1- از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزادباشند.
2-فعالیت های سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند.
3-غیرانتفاعی باشند،وفعالیت اقتصادی نکنند.
4-فاقدفعالیت های خشونت آمیزبوده وباگروه های بزهکارمرتبط نباشند.
با نهايت تاسف و تاثر مطلع شديم كه يكي از همكارانمان درمنطقه عشايري پاپي خرمآبادبه نام احمد مرادي فرد, در حالي كه ميخواست بخاري مشتعل شده را براي دور كردن شعله هاي آتش از دانش آموزان جابجا كند دچار سوختگي از ناحيه صورت و دست شده است .
حال بايد بپرسيم در قبال شرايط معلمان چه كسي پاسخگو است ؟ آيا آنان تنها مشمول احضار , انفصال و تبعيد و بازنشستگي پيش از موعد قرار ميگيرند ؟
جمعي از معلمان مقطع دبيرستان در دو آموزشگاه خرمشهر در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان در آستانه عيد نوروز دست از كار كشيدند و در روزهاي دوشنبه و سهشنبه از رفتن به كلاس درس امتناع كردند.دبيران معترض خرمشهري گفتند:
به رغم اعلام رسانهها مبني بر پرداخت معوقه فرهنگيان تاكنون هيچ يك از مطالبات را دريافت نكردهاند.
لازم به ذكر است كه اين فقط معلمان زحمتكش خرمشهري نيستند كه مطالباتشان ر ا دولت نپرداخته است. در تمام استانهاي كشور, معلمين با همين مشكل مواجه هستند. حقي كه وعده پرداخت آن داده ميشود اما در حد يك شعار باقي ميماند.آژانس ايران خبر