
تبعید مسعود کردپور به دلیل شرکت در اعتصابات صنفى معلمان کشور در اسفند و فروردین ماه گذشته که به درخواست کانون صنفى معلمان ایران براى بهبود وضعیت معیشتى وزندگى و همچنین اصلاح ساختارهاى مدیریتى، آموزشى و ادارى وزارت آموزش و پرورش برگزار شد، مى باشد.گفته مى شود در پى شکایت شوراى تامین استان آذربایجان غربى، مسعود کردپور، روزنامه نگار و فعال فرهنگى که بیش از ۲۰ سال سابقه تدریس در مراکز پیش دانشگاهى و دبیرستان هاى شهرستان بوکان را دارد طى حکمى که از طرف هیئتهاى بدوى وتجدید نظر رسیدگى به تخلفات ادارى وزارت آموزش و پرورش صادر شده است به ۲ سال تبعید به شهرستان تکاب محکوم گردیده است.نامبرده متهم به تحریک معلمان براى نرفتن به کلاسهاى درس در ایام ۲۶ و ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸۶ و مصاحبه مطبوعاتى با رسانه هاى داخلى و خارجى که طى این مصاحبه ها موضوع مطالبات صنفى معلمان را تحت الشعاع اغراض سیاسى بیگانگان قرار داده و نسبت به تقاضاهاى خویش با رنگ و بوى سیاسى اقدام نموده است، مى باشد.
آيا بعد از انتخابات هم انشاني از اين در باغ سبز خواهيم يافت؟؟؟
در چند ماه گذشته احكام صادر شده براي فرهنگيان شدت گرفته است هرچه فكر ميكنيم و مي انديشم علت را نمي يابيم چرا كه ما فرهنگيان در حال حاضر بجز سكوت مگر كار ديگري كرده و ميكنيم ولي چرا اينهمه انفصال و بگير و ببند و تبعيد ... ميتوان گفت يك اراده پشت اين اقدامات و اعمال محدوديتها نهفته است تا اين قشر آگاه و زحمتكش جامعه را در سكوت نگه دارد. بطوري كه آقايان دست باز مي بينند كه هرچه ميخواهند بر سر ما بياورند حتي حتي به تعويق انداختن لايه خدمات كشوري را ...
در ماههاي گذشته يكي از دبيران دبيرستانهاي شهرري نيز به سه ماه انفصال از خدمت محكوم شد. اتهام وي شركت در تحصن فرهنگيان در سال85 و فروردين86 و تحريك معلمان و قرائت اطلاعيه كانون صنفي معلمان ميباشد.
دبيركل كانون صنفي معلمان نيز توسط دادگاه تهران به 3سال حبس تعزيري محكوم شد كه حكم وي روز 23دي ابلاغ شد.
آقاي هاشمي گفت: ” من فکر نمی کنم که اينگونه احکام بتوانند مانع فعاليت های آينده معلمان شود. حالا ممکن است برای مدتی کوتاه، سکون و سکوت برقرار شود، اما به طور قطع، ما شاهد حرکت های جديد فرهنگيان خواهيم بود.
تا كنون دهها تن از معلمان در تهران و شهرستانها بدليل حضور در تجمعات صنفي معلمان در سال گذشته در برابر مجلس به مجازاتهاي اداري و حبس و تبعيد و يا اخراج و كسر گروه و بازنشستگي قبل از موعد محكوم شدهاند. عدهاي نيز همچنان در نوبت دادگاه بسر ميبرند.
در كرمانشاه نيز فشار بر فرهنگيان شركت كننده در تجمعات از فروردين امسال ادامه داشته است. يكي از اعضاي كانون صنفي معلمان كرمانشاه چنين گفت : طي دو هفته اخير ساعات اضافهكاري معلمان منتقد را به شيوههاي مختلف حذف و امتيازات اداري آنها را لغو كردهاند.
در واقع بسياري از معلمان با تبعيد تعليق از خدمت اخراج و بازخريد مواجه شدند تا زمينه هاي حركتها و اعتصابات آينده خشك شود چرا كه سال گذشته معلمين ايران يكي از فعالترين جنبشهاي كشور بود و تا روز تعطيلي مدارس ادامه داشت . اما با اين حال هستند بسياري از فرهنگيان با وجودي كه طي اين مدت هزينه هاي گزافي پرداختند اما هنوز مصرانه در پي احقاق حقوق معلمان هستند و خواستار از سر گيري اعتراضات تا روز رسيدن به اهدافشان ميباشند .
سوالي كه به ذهن خطور ميكند اين است كه فرهنگيان در مقابل اين احكام و محدوديت ها چه واكنشي خواهند داشت , آيا جنبش معلمان دچار ركود ميشود, در حالي كه هيچ پاسخي به خواسته هاي فرهنگيان داده نشده است ؟ يا به عكس , اگر چه ميخواهند كه ما معيشت و منزلت واقعي مان را از ياد ببريم اما ما جوانه هاي نو انديشي را در اذهان خواهيم كاشت . و اگر چه هزار زخم برداشته و به هر نوع تحت فشار و تهديد و تهمت قرار بگيريم باز هم از اين وظيفه خطير كه به حكم انسانيت و شرافت بردوش ماست , دست نخواهيم كشيد ؟؟ روزها ي آينده در راه اند و فرصتهايي كه با دستهاي ما سااخته خواهند شد .

تخته سياه مقابلم گشوده شده است , مينويسم عدالت و يك علامت مساوي ميگذارم و بعد هم يك جاي خالي ......
چه حرفي اين تساوي را پر كند ؟ از پشت شيشه هاي ضخيم عينك , كلاس را برانداز ميكنم
نميخواهم به تكرار معمول يكي به پا خيزد و بگويد : تساوي اشتباهي فاحش و محض است ....
براي معني واژه ام به دنبال حرفي تازه ميگردم , اما آيا در اين زمستان سرد بيعدالتي و تبعيض چه كلمه اي ميتواند جايگزين نقطه چين پرابهام من گردد ؟؟
در بيان خواسته ها و مشكلات معلمان حق التدريس ميتوان گفت كه آنان از هر گونه حقوق
كافي براي تامين زندگي , بيمه درماني , بيمه بيكاري , پول كافي , ارتقاي شغلي , بن کارمندي؛ سهام عدالت ؛سهميه ي کنکور؛ افزايش حقوق , حق مديريت , حق هزينه مسكن , تعيين محل خدمت با توجه به سابقه تدريس و .... درنظام آموزش و پرورش ايران اسلامي محروم هستند , هيچ گونه حقي هم براي دفاع از حقوق خود ندارند . به نمونه زير توجه كنيد :
به دليل بارش برف و تعطيلي مدارس , 50000 تومان از حقوق ناچيز معلمان حق التدريس در روستاهاي آذربايجان شرقي كسر شد . يك معلم حق التدريس در اين باره چنين ميگويد : ” من به نوبه خود به خدا قسم هيچ وقت مصببين اين موضوع را نمي بخشم چون اين ماه من کرايه خانه ام را نتوانستم بدهم و خودم هم با حالت مريضي به مدرسه مي روم و پول کافي براي درمان ندارم آخر شما مي دانيد شرمنده شدن مرد در برابر خانواده يعني چه در کجاي اين مملکت با 170000 تومان مي توان زندگي کرد. من از خدا مي خواهم لااقل برف نيايد تا مدارس تعطيل نشود زيرا تنها اميدم به خداست. ”
اين درد را به چه كسي بايد گفت وقتي كه شريف ترين قشر در تامين حداقل هاي معيشتي براي يك زندگي ساده دچار مشكل باشد ؟
البته اين تنها موضوع معلمان حق التدريسي نيست , پرواضح و بديهي است كه امروز حرفها و دردها مشترك و درمان نيز در گرو اتحاد و همدلي و همكاري همه جانبه فرهنگيان و معلمان است . سكوت و اتلاف وقت معلمان نتيجه اي جز بدتر شدن اوضاع را بدنبال نخواهد داشت . ما هميشه گفته و ميگوييم كه درد و رنج ما آميخته با عشق ما به شغلمان است . شكستن سكوت و پيگيري حقوق مسلم براي ما غيرتي است كه با فريادهاي هرچه بلندتر از قبل به آن خواهيم پرداخت .
ماهنامه عصر پنجشنبه، یکی از جدیترین نشریههای فارسیزبان در حوزهی ادبیات داستانی، پس از ۹ سال فعالیت و انتشار بیش از صد شماره توقیف شد.این ماهنامه به علت انتشار مطالب مغایر با موازین اسلامی و توهین به انبیای الهی در شماره ۱۰۵ و ۱۰۶ شهریور و مهر، مستند به بند یک و ۸ از ماده ۶ قانون مطبوعات لغو امتیاز شد.گفته می شود اتهام ماهنامه عصر پنجشنبه «توهین به حجاب اسلامی» بوده است. این ماهنامه، تا پیش از آنکه «شهریار مندنیپور» ایران را ترک کند، به سردبیری این نویسندهی نامآشنا منتشر میشد. پس از مندنیپور، «محمد کشاورز» سردبیری این نشریه را عهدهدار بود.
دادگستري کل استان تهران
دادنامه تاريخ : ۱۹/۱۰/۱۳۸۶ شماره: ۱۳/۸۶/۵۰۴۶
به تاريخ ۱۲/۱۰/۱۳۸۶در وقت مقرر دادگاه انقلاب اسلامي تهران به تصدي امضا کننده ذيل جهت رسيدگي به پرونده ۸۶/۸۴۳۷/ط/د تشکيل گرديد.
متهم : آقاي محمد خاکساري فرزند هاشم متولد ۱۳۳۲ شغل بازنشسته باسواد متاهل اهل اهواز ساکن تهران
اتهام : اجتماع و تباني و اقدام عليه امنيت کشور از طريق شرکت در تجمّعات غيرقانوني و سردادن شعار عليه مسئولين نظام و تهيه خوراک تبليغاتي براي دشمنان و گروه هاي مخالف و نهايتا فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران
دادگاه پس از تفهيم اتهام و استماع دفاعيات متهم ثبت آن در صورتجلسه دادگاه و بررسي محتويات پرونده و اعلام ختم دادرسي در تاريخ ۱۲/۱۰/۱۳۸۶به شرح ذيل مبادرت به صدور راي نمود.
راي دادگاه
در خصوص اتهام آقاي محمد خاکساري فرزند هاشم داير بر اجتماع و تباني در اقدام عليه امنيت کشور از طريق شرکت در تجمعات غيرقانوني و سر دادن شعار عليه مسئولين نظام و تهيه خوراک تبليغاتي براي دشمنان و به نفع گروه هاي مخالف نظام و نهايتا فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران که با توجه به گزارش تفصيلي سازمان اطلاعات استان تهران اوراق ۸۲تا ۸۸ پرونده و متن سخنراني پياده شده متهم در تجمع غير قانوني مورخ ۱۲/۲/۱۳۸۶مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران و سي دي مربوطه اوراق ۱۷ و ۱۸ پرونده و حمايت گروه هاي مخالف نظام اوراق ۸ الي ۱۶ پرونده و اظهارات و اعترافات متهم در مراحل مختلف تحقيق و اظهارات متهم و وکيل مدافع وي در محضر دادگاه و ملاحظه لايحه تقديمي وکيل و ساير قرائن و اشارات موجوده مجرميت و بزهکاري ايشان در حد اتهام منتّسبه تبليغ عليه نظام محرز و مسلم است و مستندا به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامي نام برده را به يک سال حبس با احتساب ايام بازداشت قبلي محکوم مي نمايد.
با رعايت ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامي با توجه به وضعيت خاص متهم براي مدت دو سال معلق مي گردد تا در صورتيکه در مدت تعليق مرتکب جرمي گردد اجرا شود.
راي صادره حضوري بوده و حسب قانون در صورت اعتراض قابل تجديد نظر خواهي در دادگاه تجديد نظر استان تهران مي باشد.
رئيس شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامي تهران – سادات
۱۲/۱۰/۱۳۸۶
روزنامه دولتي ايران روز شنبه 13بهمن از قول علي احمدي نوشت که بازنشستگان فرهنگى مى توانند پاداش خود را به صورت سهام عدالت دريافت كنند.سرپرست وزارت آموزش وپرورش گفت :«وزارت آموزش و پرورش آمادگى لازم را براى پرداخت سهام عدالت به عنوان پاداش بازنشستگى به فرهنگيان بازنشسته دارد».علي احمدي افزود: «اقدامات لازم براى كسانى كه موافق اين طرح هستند انجام مى شود و مخالفان نيز بايد تا پيش بينى و تأمين منابع لازم صبر كنند». وى در ادامه گفت:« راه ديگر براى پرداخت پاداش فرهنگيان اين است كه بازنشستگى آنها به سال آينده موكول شود و ما بتوانيم اعتبارات را در سال آينده پيش بينى كنيم».
اظهارات علي احمدي بازتاب وسيعي در ميان فرهنگيان شاغل وباز نشسته داشت. از يکسال پيش که رئيس جمهور هنگام تقديم بودجه 86 به مجلس از واگذاري سهام عدالت به جاي پول براي افزايش حقوق کارمندان دولت سخن گفت، اين نگراني در ميان معلمان و بازنشستگان وجود داشت که دير يا زود دولت سهام عدالت را جايگزين بخشي از حقوق و مزاياي نقدي انها خواهد کرد. نمايندگان مجلس در قانون بودجه 86 پرداخت سهام عدالت وافزايش پلکاني حقوقها را حذف کردند اما دولت افزايش پلکاني معکوس حقوقها را اجرا کرد و حالا هم قصد جايگزيني سهام عدالت را دارد.
آقاي رحمتي دبير اموزش وپرورش شهرستان شهرضاي اصفهان روز12 مهر ماه امسال به حکم هيات رسيدگي به تخلفات اداری اموزش وپرورش استان اصفهان براي مدت سه سال به استان ماندران تبعيد شد. اتهام او شرکت در تجمعات وتظاهرات صنفي، اهانت به مسئولان وتعطيل خدمت در اوقات اداری بود. به جز اين معلم شهرضايي تاکنون حکم تغيير محل جغرايايي خدمت براي تعداد ديگري از معلمان کردستان ، همدان ، تهران ، کرج و... صادر شده است. محل خدمت جديد اين عضو کانون صنفي معلمان ، روستاي زرين اباد در20 کيلومتري شهر ساري بود. به گفته علي نظري عضو کانون معلمان مازندران، ميني بوس حامل رحمتي وتعداد ديگري از معلمان در مسير روستا به شهر با يک دستگاه کاميون تصادف کرد. در اين حادثه رحمتي از ناحيه سر وصورت مجروح شد وبه بيمارستان منتقل گرديد .اين فعال صنفي متولد سال 1349 شمسي است. خانم زهره رحمتي فوق ديپلم ديني وعربي و دبير مقطع راهنمايي همسر خود را در اين اقامت ناخواسته همراهي مي کند.آقاي حميد رحمتي هم اکنون برای دومین روزباضریب هوشیاری 8% همچنان درکمابه سر ميبرد .
تا بحال بارها و بارها شنيده ايم كه به اوضاع رسيدگي ميشود , ولي(همانطورکه مي دانيد، سالهاست که معلمان ايران درجاي جاي اين سرزمين فريادعدالت خواهي ورفع تبعيض،وناتوان بودن سيستم آموزش وپرورش دررساندن فرزندان اين دياربه کمال انساني والهي،رابه شيوه هاي گوناگون به آگاهي مسئولين کشوررسانده اند، امامتاسفانه نه تنهاکوچکترين مشکلي برطرف نشده،بلکه مشکلات تازه اي بر آنهاافزوده اند – به نقل از كانون صنفي معلمان ايران,تهران )
آيا به راستي مشكلات عميق و ريشه اي معلمان و فرهنگيان با اين تدابير قابل حل است ؟ و آيا تا بحال حتي به مدت كوتاه , امتيازي به اين قشر فرهيخته و شريف تعلق گرفته است ؟ تكليف لايحه خدمات كشوري چه شد ؟ موضوع سيستم هماهنگ پرداخت به كجا رفت ؟
خبرگزاري فارس : سرپرست وزارت آموزش و پرورش در گفت وگو با فارس: حقوق معوقه معلمان حق التدريس، ماه جاري پرداخت مي شود
يكي نيست بگه مگر تمام مسايل و مشكلات حل شده كه حالا به فكر جداسازي كتابهاي درسي افتاده ايد؟
آقاي احمدي ميگويد : ”لازم است بر اساس «نيازهاي سني و جنسي» براي دانشجويان كتاب تهيه شود تا نيازهاي مشخص آنها برآورده گردد.
بايد به اين آقايان گفت بچه ها قبل از اين حرفها نياز به يك محيط آرام و امن براي درس خوندن دارند . در حال حاضر فقطآموزش و پرورش لرستان با يك هزار ميليارد ريال كسري بودجه مواجه است . 629 واحد كپري و1700مدرسه چادري در كشوروجود داره (توي قرن بيست و يكم ؟! ) و تازه در اثر بارش باران و برف و طوفان (مشكل قطعي گاز , بنزين و بقيه مسايل به كنار) يك هزار و 220كلاس درس در اين استان تخريب كامل ميشه .
تازه وقتي هم كه دانشجوها به اوضاع نابسامان صنفي و خواستههاي صنفي شامل وضعيت سرويسها و وضعيت غذا اعتراض ميكنند مورد ضرب و شتم و تهديد قرار ميگيرن . چرا جواب اين خواسته ها و نيازها رو نميدين ؟
حالا شما قضاوت كنيد كه بچه ها نياز به جداسازي كتابهاي درسي دارند يا خواسته ها و مسايل چيز ديگه اي هست ؟
معلم حق التدریس : خدا کند برف نبارد
یکی از معلمان حق التدریس و کاربران سایت آموزش نیوز نوشته است : بنده به عنوان یک معلم حق التدریس این مطلب را به وجدانهای بیدار می نویسم تا خودشان قضاوت نمایند ما در استان آذربایجانشرقی و در روستاهائی تدریس می کنیم که خدا شاهد است هیچ یک از معلمان رسمی حاضر به تدریس در آنها نیستند با این حال با توجه به برودت هوا در این استان یک هفته مدارس تعطیل شد و ما در آخر ماه دیدیم که 50000 تومان از حقوق 170000 تومانی ما را کسر و در دیماه 86 ما 120000 تومان حقوق دریافت کردیم آخر کجای این کار صرفه جویی است آیا این یک بخشنامه وزارتی است یا تصمیم یک عده که نمی دانند با این مبلغ ما چطوری گذران زندگی داشته باشیم ! آیا از حقوق معلمان رسمی هم یک هفته کسر شد ؟ چرا این قدر بی عدالتی ، کجاست دولت ....... ؟
در صورت نیاز می توانید از ادارات حسابداری مناطق و نواحی صحت این موضوع را تحقیق نمائید من به نوبه خود به خدا قسم هیچ وقت مصببین این موضوع را نمی بخشم چون این ماه من کرایه خانه ام را نتوانستم بدهم و خودم هم با حالت مریضی به مدرسه می روم و پول کافی برای درمان ندارم آخر شما می دانید شرمنده شدن مرد در برابر خانواده یعنی چه در کجای این مملکت با 170000 تومان می توان زندگی کرد . من از خدا می خواهم لااقل برف نیاید تا مدارس تعطیل نشود زیرا تنها امیدم به خداست .
منبع : آموزش نیوز
شعبه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران حكم مجازات سه سال زندان حبس تعزيري عليرضا هاشمي, دبيركل سازمان معلمان ايران را تاييد كردشعبه 36 دادگاه تجديد نظر استان تهران حكم مجازات سه سال زندان حبس تعزيري عليرضا هاشمي, دبيركل سازمان معلمان ايران را تاييد كرد. فريده غيرت وكيل مدافع عليرضا هاشمي با اعلام اين خبر گفت پيش از اين, دادگاه بدوي دبيركل سازمان معلمان ايران را به اتهام اقدام عليه امنيت ملي, اخلال در نظم عمومي, شركت در تجمع غير قانوني, تمرد از دستور پليس و تباني و سازمان دهي تجمع گسترده معلمان در اسفند سال گذشته در مقابل مجلس شوراي اسلامي به سه سال حبس تعزيري محكوم كرده بود.
وكيل هاشمي افزود از آنجايي كه موكلم در دادگاه بدوي وكيل مدافع نداشت, و برغم اينكه براساس مدارك, در تجمع شركت نداشت ,اين حكم عليه موكلم صادر شد. كه دادگاه تجديد نظر نيز حكم صادره دادگاه بدوي را تاييد كرد.
فريده غيرت گفت: حكم موكلم دراين پرونده قطعي شده است اما در خواست اعاده رسيدگي فوق العاده كرده ايم و در صورتي كه رئيس كل دادگستري درخواست ما را بپذيرد و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه ديگري بدهد احتمال تجديد نظر درحكم صادره وجود دارد..... آژانس ايران خبر
محمد خاکساري
جواب: در طي 7 سال فعاليت تشکل هاي صنفي معلمان و فعاليت تشکل ها در شورايي موسوم به شوراي همانگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران همواره بر "صنفي عمل کردن" تاکيد شده است.
در اولين بيانيه شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران، در تاريخ 17/12/80 در بند 3 ، چنين آمده است:
" تمام تشکل هاي حاضر بر صنفي بودن و پرهيز از سياست زدگي متفق القول هستند " اين اتفاق قول که بر مبناي اساس نامه تشکل هاي صنفي معلمان مي باشد در طي 30 بيانيه اي که شوراي هماهنگي فرهنگيان کشور صادر نموده است به طور مکرر تاکيد شده است . به نقل از برخي جامعه شناسان سياسي فعاليت هاي سياسي به لحاظ کلاسيک در احزاب و قدرت سياسي تبلور دارد . اتحاديه ها و تشکل ها و انجمن ها در قالب تشکل هاي غير دولتي سازمان دهي مي شوند و به اختصار nGo گفته مي شود . يکي از آسيب هاي تشکل هاي صنفي معلمان طي
فعاليت ها ي احزاب سياسي در ايران اين بوده است که اين تشکل ها زير مجموعه احزاب سياسي بوده اند و خط مشي آنها را دنبال مي کردند. و با تمام شدن تاريخ مصرف حزب سياسي
فعاليت تشکل صنفي هم پايان مي گرفت. از سوي ديگر تشکل صنفي با گرايش سياسي موجب حذف بخشي از جامعه معلمان مي شود و با تمام شدن قدرت سياسي حزب به طور طبيعي
فعاليت صنفي آن تشکل کم رنگ يا بي رنگ مي شود.
نيلوفر غمگين
شناور در غم سكوت مرداب
به تلاطم دريا مي انديشد
گوشه اي از واقعيت ما
”سالهاي گذشته بخصوص سال 80 در تاريخ جنبش فرهنگيان به زنده بودن و حق ستاني آنان معروف است .حركت هايي كه درابتدا صنفي و براي بهرمند شدن معلمين وفرهنگيان ازحداقل حقوق متناسب با تورم رشد يابنده بود وبه گونه اي سراسري, عموم معلمان و فرهنگيان را در برگرفت .رند جديد اين حركت در اسفند ماه سال 85 به حد بالايي رسيد و به يك چالش جدي براي بيعدالتي هاي موجود وحقوق پايمال شده تبديل گرديد . معلمان در مقابل مجلس جمع شده و خواستار فوريت دادن به پاسخ دولت مردان درمورد لايحه خدمات كشوري بودند . كه در پي آن بگير و ببند ها و محدوديت ها شروع شد بطوري كه در طول تعطيلات ايام عيد نيز معلمان بازداشتي داشتيم .
آقاي سازنده بسياري از موافقان شركت در انتخابات اين استدلال را ميكنند كه به هر حال عده اي بايد به مجلس راه يابند و چه ما شركت كنيم و چه شركت نكنيم اين امر محتوم است پس بهتر است ما در روند اوضاع دخيل بوده و به هر حال شركت كنيم:
مگر شركت يا عدم شركت ما در انتخابات چه فرقي ميكند ؟ مگر در انتخاباتهاي گذشته ما شركت نكرديم ؟ مگر راي ما تاثيري داشت ؟ در نهايت نتيجه از پيش تعيين شده و بنا به خواست حاكمان قدرت است . اين تبليغات براي شركت ما در انتخابات هم كاملا نمايشي و فرماليستي ميباشد و كاملا بي نتيجه است اما عدم شركت ما نشان دهنده اعتراض ما به اوضاع فعلي و عدم پاسخگويي مسئؤلين ميباشد . كدوم مالباخته به دزد شكايت ميبرد؟ شركت ما در انتخابات هم درست به همين معنا است
بالاخره ما شاغليم و به اين مهر در شناسنامه هايمان نياز داريم :
اين همه سال بدون مهر و با مهر در شناسنامه براي ما چه كردند كه حالا بكنند ؟ اين هم يك مهر در شناسنامه ..... مازياده خواه نبوده و نيستيم و چيزي غير از آنچه كه به ما تعلق ميگيرد نخواستيم , هزينه آن را هم تا بحال با احكام ناعادلانه و دادگاه و احضار و تبعيد و .... پرداخته ايم , اگر بيان عقيده و پيگيري مطالبات در گرو يك مهر است , بگذار در گرو همان مهر باقي بماند .....