


پس از استعفاي فرشيدي , وزيري كه بنا به نظر برخي , از روز اول نبايد وزير ميشد , علياحمدي رييس دانشگاه پيام نور به سرپرستي وزارت آموزش و پرورش منصوب گرديد . متاسفانه دوران وزارت فرشيدي دوراني بود كه براي جامعه فرهنگي ايران روزهايي بسيار سخت همراه بسياري ناملايمات و .... به شمار ميرود. البته براي تمام ما اين يك تجربه تكراري بود كه سالهاي سال آن را با حضور رؤسا و مسئولين متفاوت آزموده و به نتيجه امر نيز واقف بوديم . به خوبي به خاطر داريم كه در سال 82 هنگامي كه فرهنگيان براي دست يابي به حداقل هاي حقوق صنفي خود كه آن زمان نيز مانند همه مواقع ديگر از آن محروم شده بودند , دست به اعتراضات گسترده زده و به دنبال اين حركتها به خاتمي, رئيس جمهور وقت تحميل كردند كه لايحه نظام هماهنگ حقوق ها كه يك خواسته از خواسته هاي معلمين و كف خواست هاي آنان بود را به عنوان يك موضوع مطرح ساخته و دنبال كند. پس از تمام تلاشها و پيگيري مستمر فرهنگيان , همين طورشدو مسئولين مجبور شدند به اين خواسته هاي ما تن بدهند وبه عنوان يك لايحه در نوبت براي بحث حول تصويب آن را رسميت دادند . اگرچه اين لايحه درقبال خواسته هاي معلمين و فرهنگيان هيچ مي نمود اما پاي همين يكي نيز نيامدند !!! و بر همه روشن شد كه متاسفانه مسئولين در پي خواسته هاي قانوني فرهنگيان و در تلاش برا بهبود شرايط اين قشر شريف نبوده و نيستند .


اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام میدارد که « هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی « امر به معروف و نهی از منکر را وظیفهای همگانی میداند. »
اصل 9 قانون اساسی میگوید « هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. »
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است . »
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمنهای صنفی را آزاد دانسته و میگوید هیچکس را نمیتوان از حضور در این انجمنها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیماییها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد میشمارد. »
اما انگار در جامعه ما مسئولين قصد دارند عكس اين قوانين را به اثبات برسانند , از آنچه كه بر معلمان در ماههاي قبل , گذشت , همه ما آگاهيم و بارها و بارها سخن به ميان آورده ايم ..... هر روز و هر روز شاهد اعمال فشار و محدوديت هاي بيشتر از سوي مسئولين هستيم , اين بار اگر چه تجربه اي تكراري است اما :
خبرنامه اميرکبير: سارا خادمي دانشجوي جامعه شناسي دانشگاه مازندران در خوابگاه دختران اين دانشگاه دستگير شده و به مراجع اطلاعاتي بابلسر فرستاده شد. وي توسط دو مامور زن تحت تعقيب بوده است. هنگامي که پدر سارا براي پيگيري وضعيت او به دانشگاه مراجعه کرده بود، به وي گفته شد که سارا خادمي در بازداشت نيروهاي امنيتي است. پس از پيگيري هاي وي، ظاهراً به آقاي خادمي اطلاع داده اند که دختر وي دست کم تا روز شنبه ي هقته ي آينده تحت بازجويي خواهد بود.
همچنين سحر يزداني پور، دانشجوي سال سوم کتابداري و از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه هاي شيراز و علوم پزشکي، که در پي تجمعات اخير اين دانشگاه به دادگاه انقلاب احضار شده بود توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده است.
نسيم سلطان بيگي، دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي، انوشه آزادفر دانشجوي دانشگاه تهران و ايلناز جمشيدي دانشجوي دانشگاه آزاد نيز طي هفته هاي اخير بازداشت شده اند و تعداد دانشجويان دختر بازداشت به پنج نفر رسيده است.



حکم ۳ سال تبعید به استان اردبیل برای آقای اسکندر لطفی دبیرکانون صنفی معلمان کردستان توسط دادگاه اداری تایید شده وقراراست،ازرزوهای آینده این حکم به اجرادرآید.
در شعبه ي 106 دادگستري استان همدان ،توسط قاضي اين شعبه به نام قادري نسب روي هم 91 روز زندان براي 9 تن از معلمان همدان آقايان محمود جليليان،يوسف رفاهيت،يوسف زارعي،علي صادقي ،هادي غلامي،مجيد فروزانفر، نادر قديمي،جلال نادري و علي نجفي صادرشد.
اضافه براين احكامي از سوي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش همدان به شرح زير صادر شد.
1- نادرقديمي 5سال تبعيد به خراسان جنوبي،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه تحصيل
2-يوسف زارعي 3سال تبعيد به استان ايلام،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه تحصيل
3- هادي غلامي يكسال انفصال از خدمت،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه تحصيل
4- يوسف رفاهيت كسر2گروه به مدت يك سال،2ماه تعليق ازخدمت،10روززندان انفرادي درارديبهشت،محروم ازهرگونه تحصيل
همچنين توسط آقايان: محسن جام بزرگ،محمدرضا رعدوعليرضا صادقي اعضاي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان همدان براي شماربسياري از معلمان معترض حكم توقيف كتبي بادرج در پرونده،براي 10 تن ديگر 2 تا 8ماه انفصال ازخدمت صادر شده است،
مسئولان ادارات آموزش وپرورش نواحي مختلف 1-عباس حسني محتشم،رئيس ناحيه ي يك همدان،اعظم بهرامي،رئيس ناحيه ي 2 آموزش و پرورش همدان3- غلامرضا احمدي مدير آموزش و پرورش بهار4- محمود نقوي رئيس آموزش وپرورش فامنين5 - محمدي پيرايش رئيس آموزش وپرورش شهرستان رزن نيز بيكار ننشسته واز اين خوان گسترده بي نصيب نماندند،آنها نيز حقوق 700نفراز معلمان رااز50،000ريال تا 2،000،000ريال برداشتند.
هم اكنون نيزدرمدارس وادارات 19گانه ي آموزش وپرورش استان ،فضاي سنگين امنيتي وحراستي حاكم بوده وكمترين سخن،و انتقادواعتراض باواكنش تهديد آميزمسئولان وبرخي واحدهاي درون وبيرون آموزش وپرورش همراه است،اما فرهنگيان اين استان درراه اجراي عدالت واحياي منزلت واقعي معلمان كشوراستواروراست قامت ايستاده اند.
روز شنبه ۱۷/آذرماه/۱۳۸۶ دادگاه آقای محمد خاکساری مدیرمسؤول هفته نامه ی توقیف شده ی قلم معلم و عضو بازرسان کانون صنفی معلمان تهران در شعبه ی ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی به وکالت آقای عبدالفتاح سلطانی برگزارشد،اتهامات آقای خاکساری :
۱- اقدام علیه امنیت کشور







سه شنبه 6/آذرماه/1386 نمایندگان تشکلهای سراسرکشور به دعوت نمایندگان جناحهای مختلف دردرون کاخ مجلس دور هم جمع شدند ،دراین نشست که بنابود نمایندگان همه ی جناحها حضور داشته باشند، تنها چند تن از نمایندگانی که خود را اقلیت اصلاح طلب مجلس معرفی کردند.حاضربه رویارویی با نمایندگان معلمان کشورشدند.این نشست که ازهفته ها پیش برنامه ریزی شده بود با دوساعت تاخیر بالاخره در ساعت 14 برگزارشد.

سه شنبه 6/آذرماه/1386 نمایندگان تشکلهای سراسرکشور به دعوت نمایندگان جناحهای مختلف دردرون کاخ مجلس دور هم جمع شدند ،دراین نشست که بنابود نمایندگان همه ی جناحها حضور داشته باشند، تنها چند تن از نمایندگانی که خود را اقلیت اصلاح طلب مجلس معرفی کردند.حاضربه رویارویی با نمایندگان معلمان کشورشدند.این نشست که ازهفته ها پیش برنامه ریزی شده بود با دوساعت تاخیر بالاخره در ساعت 14 برگزارشد.

بعد از اعتراضات گسترده معلمين بخصوص در اسفند و ارديبهشت ماه گذشته شاهد اخراج و يا بهتر است بگوييم تصفيه معلمان بوديم ,جرم بسياري از همكاران به خطر انداختن امنيت ملي عنوان شده است و اين جرم در حالي به آنها نسبت داده ميشود كه معمان هنوزنميدانند چرا بايدهزينه بي تدبيري مسئولين را بپردازند؟ هيچ يك از ما نميدانيم آيا صدايمان كه بر عليه تبعيض و بي عدالتي بلند ميشود اقدام عليه امنيت ملي است ؟
مگر براي ما امنيت شغلي و حداقلهاي معيشتي يك زندگي ساده حل شده كه صحبت از امنيت ملي است ؟؟ اوضاع معلمان و ساير اقشار روز به روز رو به وخامت ميگذارد و به جد ميتوان گفت كه يك اراده پشت اين اقدامات و اعمال محدوديتها نهفته است , چرا بايد اين ميزان كسري بودجه در هزينه آموزش و پرورش وجود داشته باشد ؟ همه ما در جريان هستيم كه تعداد بسياري از معلمان با طرح متراكم كردن كلاسها , به بيان مودبانه ! اخراج شدند . حال آنكه به طور استاندارد در هر كلاس بايد تعدادي حدود بيست دانش آموز وجود داشته باشد در حالي كه هم اكنون سر كلاسها 30 تا 40 دانش آموز هست و با اين اوصاف معلوم است كه اين تعداد از همكارانمان از كار بر كنار ميگردند .....
در باره مشكلات ومسايل معيشتي كه فرهنگيان با آن مواجه هستند به ذكر نمونه اي ميپردازيم : به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمد عباسي در دومين روز از همايش منطقهاي اقتصاد آموزش و پرورش كه در اردوگاه شهيد باهنر برگزار شده بود ، گفت: دانايي با سازماني به نام آموزش و پرورش شكل گرفته است و عامل اساسي كه خيلي از كشورها را به نقطه بهينه رسانده، توجه به آموزش و پرورش است. وي ادامه داد: بحث سرمايهگذاري بر روي انسان امري دقيق است و مطالعات اساسي نيز توسط انديشمندان روي آن شده است. عباسي با طرح اين پرسش كه مالك آموزش و پرورش چه كسي است، اظهار داشت: در حال حاضر 6 تا 7 درصد از درآمد ناخالص ملي جهان براي آموزش و پرورش هزينه ميشود. وزير تعاون گفت: در حال حاضر مسائل مالي آنقدر ذهن متوليان آموزش و پرورش را معطوف كرده است كه دغدغه آن بيشتر از تربيت است و اين خود پرت منابع است.

کانون صنفي معلمان: حكم ۲سال تبعيدآقاي نورالله برخوردار به استان كهگيلويه و بويراحمد همچنين حكم ۱۰ ماه انفصال ازخدمت آقاي ستارزارعي ،هر دو از كانون صنفي معلمان خميني شهر كه ازطرف هيات بدوي ودادگاه تجديدنظراداري تاييدشده بود. توسط ديوان عدالت اداري متوقف شد. آقاي برخوردار در اين باره مي گويد: " ما به همراه اقاي زارعي نسبت به اين احكام به ديوانه عدالت اداري رفته و پس از پركردن فرم دادخواست ،مراتب اعتراض خودرابه اين احكام به ديوان عدالت اداري ارائه داديم.كه با پيگيري جدي خودمان ظرف ۴روز قاضي محترم ديوان نامه ي توقيف را صادر كرد."آقاي برخورداردر باره ي چيستي توقيف حكم مي گويد:احكام صادرشده بين ۶ماه تا ۱۰سال طول مي كشد،تا بارديگري بررسي شوند،لذا تا اين مدت حكم توقيف وغيرقابل اجراست .

صبح را با ترديد و سوال بر مي خيزيم ، و شبها را با همان پرسشها روز مي کنيم . روزگار غريبيست .
روزهاي سکوت و روزهاي فرياد هاي خفه شده در گلو . روزهاي بن بست . روزهاي ترس . روزهاي دل نگراني و روزهاي پاياني . پايان چه ؟ مشخص نيست . باري ديگر اين سوال ” چه بايد کرد ؟ ” است که از يکديگر مي پرسيم و بي جواب دستان همديگر را مي فشاريم ، به چشمان يکديگر خيره مي شويم و هيچ کدام از ما نمي دانيم که ” چه مي گذرد ” ، چه رسد به پاسخ ” چه بايد کرد ” . روزي ۳ دانشجو را بعد از ۱۰ روز آزاد مي کنند

اينجا آزادترين كشور دنيا است و ما مردمي هستيم كه مشكل مان ارزاني و اسراف است !!
اكنون ديرگاهي است كه همه طعم شيرين عدالت و برابري را فراموش كرده اند , انيجا نبايد انتظار داشت كه گوشي براي شنيدن وجود داشته باشد و يا چشمي براي ديدن . اينجا دعاوي دولت مهرورز در دادگاه و زندان و در احكام ناعادلانه براي فعالين حقوق بشر ، معلمان، کارگران ، زنان، روشنفکران، روزنامه نگاران، اساتيد و دانشجويان به روشني نمايان است . اينجا از آزادي صحبتهاست و از از مهرورزي نقها ..... اينجا معناي هر خواسته و مطالبه قانوني , اقدام عليه امنيت ملي ! است . اخلال در نظم عمومي و تمرد ...... و به خاطر فرياد كردن حق , حضور ردادگاههاي كوري است كه تنها خود را منادي عدالت ميدانند و در عمل دولتمردان دولت نهم چه با اين واژه غريبه اند ؟؟

من اگر بنشينم ...
تو اگر بنشيني ...
چه كسي برخيزد ؟؟؟
منظور بدون هيچ توضيحي روشن است , متن حكم صادره دادگاه انقلاب عليه محمود بهشتي لنگرودي به اين شرح بود :
در خصوص اتهام آقاي محمود بهشتي لنگرودي فرزند غلامحسين متولد 1339 فاقد سابقه محکوميت، متاهل، دبير آموزش و پرورش، آزاد به قيد وثيقه، دائر بر اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور، با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقارير صريح متهم و حضور فعال در تجمعات غير قانوني و نقش هدايتي او در کانون و شوراي غيرقانوني هماهنگي تشکل هاي صنفي کشور و ايراد سخنراني هاي متعدد و نقش آنها در استمرار تجمعات مزبور و مصاحبه با خبرگزاري هاي خارجي و روزنامه ها به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولين و تحريک فرهنگيان از طريق ارائه ي گزارشات و آمار غير واقعي و بزرگنمايي تجمعات غير قانوني و اينکه تجمعات غيرقانوني از مصاديق بارز اقدام عليه امنيت کشور است و موجبات برانگيختن فرهنگيان و بي نظمي و اخلال در محيط هاي آموزشي مي گردد و ديگر شواهد و قرائن موجود، بزهکاريش محرز است لذا به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي به تحمل 4 سال حبس محکوم که با توجه به وضعيت اجتماعي و سوابق زندگي وي به استناد بند (ب) ماده 25 قانون مجازات اسلامي حبس صادره به مدت 4 سال تعليق مي گردد و اما در مورد اتهامات ديگرش دائر بر اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس با توجه به محتويات پرونده و انکار متهم در دادگاه به لحاظ عدم کفايت ادله به استناد اصل 37 قانون اساسي راي بر برائت صادر گرديد . حکم صادره حضوري و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجديد نظر تهران است........
با كدام منطق حضور فعال در تجمع , غير قانوني و جرم تلقي ميگردد ؟ در كدام فرهنگ بيان خواسته هاي برحق و مينيمم هاي معيشتي تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور است ؟ در كدام قانون ميگويد كه سخنراني و بيان خواسته هاي برحق , آن هم براي اعاده انسانيت و منزلت جرم است ؟ متاسفانه عده اي تلاش ميكنند با هزار روش و ترفند راه اعتراض و فرياد ما را خاموش كنند . چرا ؟؟ چرا نبايد جوياي حقوق مسلم خويش باشيم ؟ چرانبايد انتظار داشته باشيم كسي صداي ما را بشنود وچرا نبايد جوابي براي سوالاتمان بگيريم ؟ خواسته ما هيچ وقت زياد نبوده و نيست ما فقط خواهان حقوق حقه خود هستيم و نميخواهيم شاهد لگد مال شدن كرامت انساني مان باشيم , ما غصه داد دردهاي جامعه هستيم , ميخواهيم سراپا چشم و گوش باشيم و كسي كور و كر بودن ما را طلب نكند . ماميخواهيم باشيم كه باشيم ! نه همين كه هستيم باشيم . ما ميخواهيم بار ديگر گرماي آفتاب اميد بر شب حربه هاي اقتدارگرايان بتابانيم تا اثبات كنيم فردا در دستان ما خواهد بود . گرچه آنها ميخواهند از طريق سركوب در گامهاي بعدي امكان وقوع هر اعتراض و اعتصاب جديدي را هم از ما گرفته و ما را دچار ياس و ركود كنند و با اينكه ما به خوبي ميدانيم كه حاكميت متاسفانه هيچ تشكل و هيچ حركتي را به رسميت نشناخته و نميتواند تحمل كند و با وجود تمام عداوتهاي جريانات اقتدارگرا , و با وجود تهديدهاي محتمل , ما ميخواهيم فراتر از هر دادگاه و محدوديتي به خواسته هايمان دست پيدا كنيم , اين بار ميخواهيم پاسخ بگيريم , بايد از نوشروع كرد و همه چيز را از نو ساخت . موفقيت هم نتيجه تصميم گيري و اقدامات به موقع و درست است . بيعملي و سكوت كافي است بايد ايمان داشته باشيم كه ما خودمان بايد به فكر فردايي بهتر باشيم . هر چقدر سكوت كرديم كافي است , بغض هاي فروخورده مان بايد فرياد شوند . تجربه تلخ سكوت را دوباره تكرار نكنيم . بايد از اشتباهات تجربه ساخت نه اينكه آنها را دستمايه سرزنش خود و ديگران كرد . فردا پر از نشاط و اميد و زندگي خواهد بود ......
ندا بهرامي / آذرماه86