
بياييد براي لحظاتي خود را در مقابل واقعيات سرسخت موجود قرار دهيم , همان عينياتي كه نميتوان به راحتي از آن چشم پوشيد و از كنار آن رد شد . در مسيري كه انسان در زندگي طي ميكند , هميشه پيروزي هست و شكست كه حاصل نتايج عمل ما , از اشتباهات خواسته ياناخواسته تا احساس مسئوليت ها و درستكاري هايمان اند .
ياران , همه ما از ستم و استبداد بيزاريم . همه ما يك درد و يك حرف مشترك داريم . همه ما ميخواهيم از حقوق خويش دفاع كرده و به جواب برسيم .
مگر هر كدام از ما چه مي خواهيم يا بهتر است بگوييم چه آرزويي داريم؟ جز يك ميهن پيشرفته؟ آزاد و امن، چه آرزويي داريم جز عدالت و مساوات و برابري؟ چه آرزيي داريم جز اين كه برابر تلاش خودمان زندگي خود را داشته باشيم و ديگر كسي دام اعتياد و فساد و تحقير و اعدام براي جوانهامون پهن نكند ؟ مگر ما چه گفتيم جز اينكه ميخواهيم از آزادي بيان و انديشه برخوردار باشيم ؟ شايد اينها جرم ماست , قطعا از ديد حاكميت اقتدار گرا , اينها جرم ماست و به دليل بي لياقتي هاي دولت نهم در تامين خواسته هاي برحق تمام مردم ايران , ضرر و زيانها و زندان ها و وثيقه ها هم نثار ماست كه تنها از حق مسلم خويش دم زده و از آن دفاع نموديم .
چرا در دنياي پيشرفته امروزي ما بايداز ساده ترین حقوق انسانیمان محروم بمانيم ؟ مگر ما چه كرده ايم ؟ مگر گناه ما چيست جزاينكه ميخواهيم آزاد باشيم و آزاد زندگي كنيم ؟
مدتي قبل منصور اسانلو , رئيس سنديكاي اتوبوسراني شركت واحد , ربوده شد . و اين حادثه نيز مهر اثباتي بر تمام جرائم و گناههاي مردمي است كه از بي عدالتي و نابراري به ستوه آمده اند !
آري , اينها حرفهاي مشترك ماست . از هر قشر و صنفي كه لب به سخن ميگشايد , از معلم و دانشجو گرفته تا كارگران و زنان و ..... اما نقطه ضعف و نيمه خالي ليوان ما كجاست ؟
سؤالاتي كه هر انسان آگاه و ميهن پرستي در اين شرايط بايد از خود بپرسد چيست ؟ جز اينكه ما در قبال شرايط موجود تاچه حد خود را مسئول دانسته و براي تغيير آن اقدام كرديم ؟ مگر روز كارگر نبود كه كارگران دردمند و شريف ميهنمان , از اقصي نقاط كشور خود را به تهران رسانده تا بگويند كه استخوانهايشان زير خط فقر له شده است ؟؟ آن روز ما چه كرديم ؟ ما در حمايت از اين حاملان درد چه گفتيم ؟ مگر نبود كه فرزندان ما را به جرم بيان خواسته هاي برحقشان در دانشگاه زير باد مشت و لگد گرفته و صحن دانشگاه را از خون آنان رنگين كردند ؟ مگر فرزندان ما اكنون ميراث داران خون عزت نيستند ؟ مگر همين چند روز قبل نبود كه تحصن آرام و بدون خشونت آنانرا بدون اينكه هيچ جرم و گناهي كرده باشند بر هم زده و آنان را بازداشت كردند ؟
ما چه گفتيم ؟ آيا ما از خود پرسيديم كه آنها به كدام گناه اكنون به جاي كلاسهاي درس , در پشت ميله هاي زندان اند ؟ ما در مقابل سياست ”مشت آهنين” و سركوب مخالفان چه گفتيم ؟
مگر همين چند روز قبل نبود كه مردم به جان آمده از شرايط حاضر , در بحران بنزين به خيابانها ريخته و پمپ بنزينها را در آتش خشمشان سوزاندند ؟ مگر ما جزيي از اين جامعه نيستيم , پس چرا در مقابل اين وقايع يا بهتر است بگوييم دردها سكوت ميكنيم و بي تفاوت از كنار آن رد ميشويم ؟ مگر ما مسئوليت خطير آموزش يك نسل بر دوشهايمان نيست ؟ مگر نبايد الفباي آزادي و آزادگي بياموزيم و درس يكرنگي و يكدلي به فرزندانمان ياد دهيم ؟ مگر ما هر روز در كلاسها نگفتيم : دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد ؟
پس چه شد ؟ چرا به جزاير منفك تبديل شديم ؟ چرا دست در دست هم نيمدهيم و فريادهايمان را يكي نميكنيم ؟ قطعا با اتحاد و يكدلي است كه ميتوانيم به حركتهايمان استمراربخشيده و در نقطه مطلوب خود به پايان برسانيم . بايد گفت كه زمان نه تنها چيزي را از ياد نميبرد بلكه مخزن تجارب , دردها , رنجها , غمها و شاديهاست پس بايد ايمان داشت كه پس از هر زمستان سخت به راستي بهاري زيبا و فرحناك خواهد بود . اگر اراده كنيم و اگر بخواهيم آينده در دستان تك تك ماست , انجمن اتحاد معلمين ضمن اعلام حمايت از كليه حركتهاي برحق و خواسته هاي قانوني كليه اقشار , آنان را به اتحاد و همكاري مشترك فرا ميخواند تا در شرايط سياسي , اجتماعي و فرهنگي كشور زيبايمان نقش موثر داشته باشيم .
انجمن اتحاد معلمين
در پي فشارهاي اوج گرفته روي معلمان ميهنمان در روزهاي اخير توسط يكي از دوستان اطلاع پيدا كرديم
جناب آقاي يوسف زارعي فعال صنفي کانون همدان به جرم تشويش اذهان عمومي به مدت سه سال به استان ايلام تبعيد گرديد-هيىت بدوي سازمان اموزش و پرورش همدان

از تو در شگفت هم نميتوانم بود
كه ديدن بزرگي ات را
چشم كوچك من بسنده نيست
مور , چه ميداند كه بر ديواره اهرام ميگذرد
يا بر خشتي خام ؟
تو آن بلند ترين هرمي كه فرعون تخيل ميتواند ساخت
و من آن كوچكترين مور
كه بلنداي تو را در چشم نميتواند داشت
![]()
با سلام به خانمها و آقایان
اینجانب محمد خاکساری نماینده تشکل های صنفی معلمان ایران در کنگره پنجم ایی آی و مدیر مسئول نشریه قلم معلم که متاسفانه در 11/2/1386 متوقف شد. من بسیار خوشحالم و احساس رضایت درونی دار، از اینکه با پیگیریهای مسئولان عالیرتبه ایی آی بخصوص جناب دبیر کل که تلاش و زحمات فراوانی کشیدند، تا به این کنگره برسم. از مسئولان گروه (آ) تشکر می کنم که فرصت کوتاهی به بنده دادند تا سیر تحول تشکل های صنفی و نقش آنها را در بهبود کیفیت آموزشی توضیح مختصری دهم. علاقمندم که بخشی از فرصت خود را به سوالات همکاران گرامی اختصاص دهم. برای برنامه ریزی آینده تشکل های صنفی ایران ابتدا باید مطالعه کنیم که بر آن چه گذشته است و چه عواملی می تواند،بر صلح و عدالت اجتماعی و کیفیت آموزشی در کشور ایران نقش داشته باشد.
کانون صنفی معلمان ایران :
دراين احضاريه آقايان نادر قديمي،جلال نادري وعلي نجفي اعضاي فعال صنفي معلمان شهر ستان همدان به جرم تشويش اذهان عمومي بايستي در روز ۱۳/امرداد / ۱۳۸۶ خود را به دادگاه محترم استان همدان معرفي كنند برخي ديگر ازمعلمان همدان نيز چشم به راه احضاريه اي از اين دست هستند.

مصاحبه با یکی از معلمان اخراجی کانون صنفی معلمان ایران:
آقاي مجيري اگر چه شمابراي فرهنگيان وخوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس ازاين همه سال پيشينه ي خدمت چگونه زندگي مي كند،وكسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيه اي دارد؟
من حميد مجيري هستم،اهل خميني شهراصفهان،معلم رياضيات،با مدرك فوق ديپلم رياضي ، 14 سال است كه تدريس مي كنم،بخش مهمي ازدرآمدم صرف پرداخت قسط خانه مي شود.معلمي را دوست دارم. و به دانش آموزان عشق مي ورزم.


ميخواهم بر اين باور به ايمان خويش پاي بفشرم كه فردا در دستان تواناي ماست , اگر چه ساقه هاي جوانمان از ضربه هاي تبر زخم دار است اما رويش ناگزير جوانه نيز در راه ... ما وارثان فرهنگ اين مرز و بوم , حامل دردهاي قرون و اعصار اين ملتيم ..... ما پژواك صداي ستار و مصدق و فاطمي هاييم كه از گذار شتابناك ثانيه ها تا امروز گذشته ايم و نويد بخش صبح روشن فردا ...
پس آنگاه كه بايد فرياد باشيم , بيصدا بودن ما جرم است . اگر چه هر بار از طوفان حوادث روزگار , سيلي خورديم و باري بردوش از جفاي آنان كه به ريا دم از عدل و داد براي ما كردند اما از پشت بر ما خنجر كشيدند .... اگر چه زخم داريم و هر آن در معرض كوران حوادثي دوباره اما همچنان بر رسيدن به حقوق خود مصر و مصمم هستيم .
در روزهاي اخير شاهد موج گسترده و روز افزون سركوبها و دستگيري ها توسط دولت مهرورز نهم !! بوديم . يعني همان دولتي كه قرار بود پول نفت را سر سفره محرومان ببرد اما همان باريكه زندگي آنان را با مشكلات بسا بزرگتري مواجه كرده است , همان دولتي كه مردم به جان آمده در بحران بنزين را كه به سهميه بندي بنزين لب به اعتراض ميگشايند بيرحمانه مورد ضرب و شتم قرار داده و راهي بازداشتگاهها مينمايد . چرا كه آنها مجرم اند و شب هنگام در سفره براي فرزندان گرسنه شان , به جان نان , شرم ميآورند . ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون .....
معلميني كه در اعتراضات بهار امسال شركت داشتند , حكم تعليق از كار ابلاغ شد اگر معلمين با هم ارتباط داشته باشند بلافاصله به وزارت اطلاعات احضار ميشوند.
يكي از معلمين استان گيلان خبر داد كه به همه معلمين و همه فعالين فرهنگي كه در اعتراضات زمستان 85 و بهار امسال دررابطه با لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق شركت داشتند حكم تعليق از كار ابلاغ گرديد , وي افزود كه وزارت اطلاعات حتي حق نفس كشيدن را از ما گرفته ودرواقع غير قانوني زنده ايم .
وي افزود: همه معلمين آگاه را خانه نشين كرده اند. چنانچه ما با همكاران همدرد خودمان تماس بگيريم , بلافاصله توسط وزارت اطلاعات احضار خواهيم شد .يكي از معلمين زنجاني از كانون صنفي معلمين در خصوص اذيت و آزار معلمين گفت :
بعد از اتمام امتحانات معلمين را به دليل فعاليت هاي صنفي چندماه گذشته مورد اذيت و آزار قرار ميدهند و براي اين فعاليت ها به تعدادي از همكاران در سراسر كشور كه بالغ بر 50 نفر مي شوند, سه ماه تعليق از خدمت و اغلب يكسال تبعيد از محل خود ابلاغ نموده اند.
وبلاگ کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر: حکم های صادره دادگاه تخلفات اداری استان اصفهان جهت اعضاء کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر :
1- آقای مجتبی ابطحی محکوم به بازنشستگی اجباری با تقلیل۲گروه
2- آقای حمید مجیری محکوم به اخراج دائم از آموزش و پرورش
3- آقای عبدالرسول عمادی محکوم به 3 سال تبعید به استان مرکزی
4- آقای ستار زارعی محکوم به 3 سال تبعید به استان سمنان
5- آقای نور اله برخوردار محکوم به 5 سال تبعید به استان کهکیلویه
6- خانم دیباجی محکوم به بازنشستگی اجباری (بازخرید)
7- خانم شرافت محکوم به توبیخ کتبی و درج در پرونده

کانون صنفي معلمان ايران: وبلاگ رسمي کانون صنفي معلمان ايران تصميم گرفته است که گزارش روزانه سفر و فعاليت آقاي خاکساري را در اختيار خوانندگانش قرار دهد
گام به گام بامحمد خاكساري (هرروز يك گزارش از برلين) گزارش سفر محمد خاکساري :
همکاران گرامي سلام
با حمايت و اراده ي شما و آموزش بين الملل وياري خداوند توانابه کنگره پنجم ايي آي رسيدم. گرچه تاخير يک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اينکه هواپيماي ماهان با تاخير حرکت کرد. زمان رسيدن و پرواز برلين هماهنگ نبود. يکي از خصوصيات مردم آلمان که با آن جامعه پذير شده اند نظم ، دقت و برنامه ريزي است .

چهار تن از معلمان تجمعكننده مقابل مجلس محاکمه ميشوند
وكيل مدافع چهار تن از تجمعكنندگان مقابل مجلس از برگزاري دادگاه موكلانش در شعبهي 15 دادگاه انقلاب در شهريور ماه خبر داد. هوشنگ پوربابايي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: پس از صدور كيفرخواست در دادسراي امنيت براي حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني، عليرضا اكبري نبي و رسول بداقي از معلمان بازداشتشده مقابل مجلس شوراي اسلامي، بر اساس اخطاريهاي كه براي بنده ارسال شده دادگاه آنها به ترتيب در روزهاي 6، 13، 19 و 21 شهريور ماه در شعبهي 15 دادگاه انقلاب برگزار ميشود. حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني، عليرضا اكبري نبي از اعضاي شوراي كانون صنفي معلمان هستند .